ترانه آهنگ دیالوگ از مجتبی بدری
سرِ صحبت رو تو واکن یَخمو آبش کن
تو بخند این دیالوگ رو جذابش کن
دلمُ بردی تو زیبائیِ بی آرایش
میده مورفین صداتم بهم آرامش
باد اومد روسریتو بازش کرد
ای کاش میشد موهاتو نوازش کرد
عزیزم یه شاخه گل توو قلب عاشقم بکار
من فراموشی گرفتم عشقُ یاد من بیار
تو نباشی آخه من غرورمُ میخوام چی کار
نقطه ضعفم عشقه دست رو نقطه ضعف من بزار
چی خیال کردیم اما ببین چی شد
حسِ معمولی قصهٔ عشقی شد
روسریت همرنگ شب و روزامه
یه روز این عشق میشه تیترِ یکِ روزنامه
باد اومد روسریتو بازش کرد
ای کاش میشد موهاتو نوازش کرد