نقد و بررسی سریال Lanterns؛ آیا ارزش تماشا دارد؟
سریال Lanterns یکی از مهمترین پروژههای تلویزیونی دنیای جدید DC است؛ اثری که برخلاف تصور اولیه، قرار نیست صرفاً یک نمایش ابرقهرمانی درباره قدرتهای گرین لنترن باشد. این سریال تلاش میکند داستان هال جردن و جان استوارت را در قالب یک معمای جنایی و شخصیتمحور روایت کند و در همین مسیر، حالوهوایی جدیتر و واقعگرایانهتر از بسیاری از آثار ابرقهرمانی اخیر ارائه میدهد.
داستان سریال از جایی آغاز میشود که جان استوارت، یک نیروی تازهوارد به سپاه گرین لنترن، در کنار هال جردن قرار میگیرد؛ شخصیتی باتجربه که سالها بهعنوان یکی از اعضای مهم این نیرو فعالیت کرده است. این دو مأموریتی را در زمین آغاز میکنند که در ابتدا بیشتر شبیه یک پرونده جنایی به نظر میرسد، اما خیلی زود مشخص میشود ماجرا ابعاد بزرگتر و پیچیدهتری دارد.
انتخاب چنین ساختاری برای Lanterns یکی از جالبترین تصمیمهای سازندگان است. سریال به جای اینکه از همان ابتدا مخاطب را وارد نبردهای عظیم فضایی و درگیریهای میان موجودات فرازمینی کند، بخش زیادی از زمان خود را صرف بررسی یک پرونده مرموز میکند. همین مسئله باعث شده فضای سریال تا حدی یادآور آثار جنایی و کارآگاهی باشد؛ با این تفاوت که داستان در جهانی جریان دارد که حلقههای قدرت، موجودات بیگانه و تهدیدهای کیهانی کاملاً واقعی هستند.
هال جردن با بازی کایل چندلر یکی از نقاط قوت اصلی سریال است. این نسخه از هال جردن بیشتر از آنکه یک ابرقهرمان بینقص باشد، شخصیتی باتجربه، سرسخت و گاهی آزاردهنده است که سالها فعالیت در سپاه گرین لنترن روی شخصیتش تأثیر گذاشته است. چندلر توانسته جنبههای مختلف این شخصیت را به نمایش بگذارد و در کنار جدیت، نوعی شوخطبعی خشک و رفتار غیرقابلپیشبینی نیز به او اضافه کند.

در طرف مقابل، آرون پیر نقش جان استوارت را بر عهده دارد؛ شخصیتی که تفاوتهای قابلتوجهی با هال دارد. جان جوانتر، حسابگرتر و منظمتر است و هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد. رابطه میان این دو نیز یکی از محورهای مهم داستان است. آنها الزاماً در نگاه خود به مسئولیت، قهرمانی و نحوه انجام مأموریتها همنظر نیستند و همین اختلاف دیدگاه، بخش قابلتوجهی از جذابیت سریال را شکل میدهد.
شیمی میان کایل چندلر و آرون پیر احتمالاً مهمترین دلیل برای ادامه دادن Lanterns است. تضاد شخصیتی این دو باعث میشود حتی صحنههایی که فاقد اکشن گسترده هستند نیز کشش خود را حفظ کنند. سریال بهجای اینکه دائماً به مبارزه و نمایش قدرتهای گرین لنترن متکی باشد، سعی میکند رابطه این دو شخصیت را بهتدریج توسعه دهد و از طریق گفتوگو، اختلاف نظر و همکاری اجباری، شناخت بیشتری از آنها به مخاطب بدهد.
یکی دیگر از ویژگیهای قابلتوجه Lanterns، لحن آن است. اگر انتظار دارید با اثری شبیه یک بلاکباستر ابرقهرمانی روبهرو شوید که هر قسمت پر از نبردهای بزرگ و جلوههای ویژه باشد، احتمالاً در ابتدا غافلگیر خواهید شد. سریال فضای آرامتر و جدیتری دارد و حتی در بخشهایی عمداً از نمایش مستقیم عناصر فانتزی فاصله میگیرد.
این رویکرد البته میتواند هم نقطه قوت و هم نقطه ضعف باشد. برای مخاطبانی که از فرمول تکراری آثار ابرقهرمانی خسته شدهاند، ترکیب داستان کارآگاهی با دنیای DC میتواند بسیار جذاب باشد. در مقابل، کسانی که بیش از هر چیز به دنبال دیدن قدرتهای گرین لنترن، نبردهای فضایی و جنبههای کیهانی این شخصیتها هستند، ممکن است احساس کنند سریال در برخی قسمتها بیش از اندازه روی داستان جنایی و روابط شخصیتها تمرکز کرده است.
فیلمنامه نیز تلاش میکند میان دو فضای متفاوت تعادل برقرار کند. از یک طرف با یک پرونده قتل و مجموعهای از رازها روبهرو هستیم و از طرف دیگر، داستان به تدریج عناصر بزرگتر دنیای گرین لنترن را وارد ماجرا میکند. همین ساختار باعث میشود پاسخ بسیاری از پرسشها بهصورت فوری ارائه نشود و مخاطب برای کشف حقیقت مجبور باشد جزئیات مختلف داستان را دنبال کند.
در کنار دو شخصیت اصلی، سریال از حضور چهرههای دیگری در دنیای DC نیز استفاده میکند. گای گاردنر با بازی نیتن فیلیون و سینسترو با بازی اولریش تامسن از جمله شخصیتهایی هستند که به گسترش جهان داستان کمک میکنند. حضور آنها نشان میدهد Lanterns صرفاً یک داستان مستقل درباره دو مأمور نیست و قرار است ارتباط آن با جهان بزرگتر DC نیز اهمیت داشته باشد.

از نظر بصری، سریال نیز رویکردی متفاوت را دنبال میکند. بخش قابلتوجهی از داستان در محیطهای زمینی و بهخصوص مناطق روستایی آمریکا اتفاق میافتد. این انتخاب باعث شده فضای سریال بیشتر شبیه یک تریلر جنایی باشد تا یک اثر ابرقهرمانی کلاسیک. البته هرچه داستان جلوتر میرود، عناصر علمیتخیلی و کیهانی حضور پررنگتری پیدا میکنند و تضاد میان دنیای عادی و جهان گرین لنترن به یکی از جذابیتهای اصلی اثر تبدیل میشود.
یکی از نکات مثبت دیگر Lanterns این است که برای تماشای آن لزوماً نیازی نیست اطلاعات بسیار زیادی درباره تاریخچه کمیکهای گرین لنترن داشته باشید. سریال سعی میکند شخصیتها و قوانین اصلی جهان خود را به شکلی قابلفهم معرفی کند. البته آشنایی با دنیای DC میتواند باعث شود برخی ارتباطات و جزئیات را بهتر درک کنید، اما داستان اصلی برای مخاطب تازهوارد نیز قابل دنبال کردن است.
در عین حال، سریال کاملاً بدون ایراد نیست. مهمترین مشکل آن را میتوان در ریتم روایت جستوجو کرد. تمرکز زیاد روی فضای معمایی و شخصیتها باعث میشود بعضی قسمتها نسبت به انتظاری که از یک سریال ابرقهرمانی دارید، آرام پیش بروند. همچنین برخی تصمیمهای داستانی ممکن است برای مخاطبانی که انتظار یک روایت مستقیم و ساده را دارند، بیش از اندازه پیچیده به نظر برسد.
با این حال، این ویژگیها در مجموع با هویت Lanterns هماهنگ هستند. سریال میخواهد قبل از اینکه قهرمانانش را در مرکز یک نبرد عظیم قرار دهد، آنها را بهعنوان انسانهایی با گذشته، ضعف، اختلاف نظر و انگیزههای شخصی معرفی کند. همین موضوع باعث میشود خطرات داستان زمانی اهمیت بیشتری پیدا کنند که مخاطب ابتدا با شخصیتها ارتباط برقرار کرده باشد.
Lanterns همچنین از نظر جایگاهش در DCU اهمیت زیادی دارد. این سریال یکی از پروژههایی است که میتواند بخش کیهانی دنیای جدید DC را جدیتر معرفی کند. در عین حال، سازندگان تلاش کردهاند داستان را آنقدر وابسته به اطلاعات بیرونی نکنند که مخاطب احساس کند برای فهمیدن هر اتفاق باید دهها فیلم و سریال دیگر را دیده باشد.

در نهایت، آیا سریال Lanterns ارزش تماشا دارد؟ پاسخ برای علاقهمندان به داستانهای جنایی و شخصیتمحور قطعاً مثبت است. این سریال شاید آن چیزی نباشد که برخی طرفداران گرین لنترن از یک اقتباس تلویزیونی انتظار داشتند، اما همین فاصله گرفتن از فرمول مرسوم میتواند مهمترین ویژگی آن باشد. بازی خوب کایل چندلر و آرون پیر، رابطه جذاب میان هال و جان، فضای معمایی، داستان نسبتاً جدی و استفاده تدریجی از عناصر جهان DC باعث شده Lanterns شروع قابلتوجهی داشته باشد.
اگر به دنبال یک سریال ابرقهرمانی هستید که بیشتر از انفجار و مبارزه روی شخصیتها، رازها و داستان تمرکز کند، Lanterns انتخاب مناسبی است. اما اگر انتظار دارید از همان قسمتهای ابتدایی با حجم زیادی از نبردهای فضایی و نمایش قدرتهای گرین لنترن روبهرو شوید، بهتر است با انتظارات متفاوتی سراغ آن بروید.
نقاط قوت سریال: بازیهای خوب کایل چندلر و آرون پیر، شیمی بسیار مناسب دو شخصیت اصلی، فضای متفاوت و جدی، داستان معمایی، شخصیتپردازی قابلتوجه و ارتباط هوشمندانه با جهان DC.
نقاط ضعف سریال: ریتم نسبتاً آرام در بخشهایی از داستان، تمرکز زیاد روی جنبه جنایی و شخصیتمحور و فاصله گرفتن از اکشن ابرقهرمانی کلاسیک.
نمره: ۸ از ۱۰
Lanterns نشان میدهد که دنیای DC برای بازگشت به تلویزیون الزاماً به یک فرمول کاملاً ابرقهرمانی نیاز ندارد. ترکیب یک پرونده جنایی زمینی با اسطورهشناسی گرین لنترن، اگرچه ممکن است برای همه مخاطبان جذاب نباشد، اما هویت مشخصی به سریال داده است. مهمتر از همه، رابطه میان هال جردن و جان استوارت بهاندازهای خوب ساخته شده که حتی در لحظات آرام نیز داستان را جلو میبرد و همین مسئله Lanterns را به یکی از متفاوتترین پروژههای DCU تبدیل میکند.