پدیده فرهنگی به نام سریال «ونزدی»
در سال ۱۹۳۸، زمانی که نخستین بار طرحهای کاریکاتوری خانواده آدامز به قلم چارلز آدامز منتشر شد، کمتر کسی گمان میبرد این مجموعهی غریب و متفاوت، سرانجام به چنان پدیدهای در فرهنگ عامه تبدیل شود که نسلهای پی در پی را مجذوب خود کند. آدامزها مرزهای مدیومها را درنوردیدند؛ از کمیکبوکها و بازیهای ویدیویی گرفته تا مجموعههای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی، و حتی موسیقی، ردپای خود را بر جای گذاشتند. این پیشینهی غنی و نفوذ گسترده بود که زمینهساز استقبال بینظیر از سریال «ونزدی» شد، اثری که از دل همین خاندان نامتعارف برخاسته و با تکیه بر جنبههای تاریک و لذتبخش ترسناک بودن خود، به موفقیت دست یافت. ونزدی، دختر خانواده آدامز، با قدرتهای عجیب و غریب و شخصیتی منحصر به فردش، ستارهی این اسپینآف شد. در واقع، جوهرهی «آدامز بودن» بود که این سریال را به اوج محبوبیت و شهرت رساند.
پلتفرم نتفلیکس به خوبی میدانست که سرمایهگذاری بر روی چه ایدهای میتواند تضمین کننده موفقیت باشد. دنبالهسازی و بهرهگیری از فرنچایزهای محبوب، همواره مسیری مطمئن برای جذب مخاطب و درآمدزایی است، البته به شرطی که بتوان از پتانسیلهای آن به شایستگی بهره برد. سریال «ونزدی» از این فرصت به بهترین شکل ممکن استفاده کرد و با تکیه بر پیشینهی پربار و شناختهشده خانواده آدامز، جایگاه خود را تثبیت نمود. بیشک، اگر شخصیت کاریزماتیک ونزدی متعلق به دنیای آدامزها نبود، این سریال هرگز نمیتوانست تا این حد به موضوع بحثها و ترندهای جهانی تبدیل شود و قلب میلیونها بیننده را تسخیر کند. این نام و نشان بود که از همان ابتدا کنجکاویها را برانگیخت و مخاطبان را پای تماشای داستانی جدید از این دنیای آشنا نشاند.
سال ۲۰۲۲ شاهد ظهور یک پدیده فرهنگی به نام سریال «ونزدی» بود. جذابیت این اثر تنها به خاستگاه آن محدود نمیشد، بلکه حضور نام تیم برتون به عنوان کارگردان و تهیهکننده اجرایی، عاملی تعیینکننده در اوجگیری آن بود. تیم برتون خود یک «برند» است، برندی لوکس و خاص، شخصیتی که به اندازهی خود آدامزها عجیب و غریب مینماید. چگونه میتوان به سادگی از کنار قصهای نامتعارف با خالقی به مراتب عجیبتر گذشت؟ تمامی لحن و جهانبینی سینمایی برتون، با همان شوخطبعی سیاه، عناصر گوتیکِ پررمز و راز و بیرحمیهای کنترلشده، به وضوح در «ونزدی» نمود پیدا میکند. گویی خانواده آدامز از ابتدا برای تجسم یافتن در دنیای تیم برتون نوشته شدهاند؛ هیچ کس به جز او نمیتوانست چنین قصهی هولناک و در عین حال دلنشینی را به این خوبی به تصویر بکشد. تلفیق نام برتون و کاراکترهای آدامزی، خود به تنهایی نیروی جاذبهای قدرتمند ایجاد میکند که هر کجا بروند، مخاطبان وفادار خود را به دنبال میکشند. از این رو، محال بود که نتفلیکس از کنار ترکیب این دو جهان پرجاذبه و تأثیرگذار بیتفاوت بگذرد.
امضای هنری تیم برتون، سبک خاص و بیهمتای اوست که شاید تنها خودش بتواند با چنین مهارت و تسلطی آن را به تصویر بکشد. «گوتیک»، عنصری است که برتون در آن تخصص بینظیری دارد، تخصصی که شاید ریشه در عمیقترین لایههای وجودی خود او دارد. این سبک خاص است که نام برتون را بر سر زبانها میاندازد و مخاطبانی را که به این حال و هوا علاقهمندند (از جمله خود من)، به شدت جذب میکند و از هرگز از تماشای آثارش نمیگذرند. «ونزدی» تلاشی تازه از جانب تیم برتون برای بازنمایی این جهان سرشار از عجایب و ناشناختههاست، و چه شخصیتی بهتر از ونزدی آدامز برای چنین مأموریتی؟ کاراکتر ونزدی، با ماهیت مرموز و ظاهر خاص خود، بهترین خوراک برای سینمای برتون بود. پس از پخش سریال، نوجوانان بسیاری به تقلید از سبک لباس پوشیدن ونزدی روی آوردند؛ سبکی گوتیک که تنهایی، عبوسی، مرموز بودن و متفاوت بودن را به مخاطبان و اطرافیان القا میکند.
فارغ از عناصر روایی شخصیت ونزدی، این عناصر سبک بصری کاراکتر بودند که مخاطبان نسل زد را به خود جذب کردند. حقیقتاً، اگر ونزدی چنین لباسهایی را بر تن نمیکرد، محال بود که این سریال تا این اندازه طرفدار پیدا کند. جهان بصری تیم برتون، به شکلی هنرمندانه برای این کاراکتر نوجوان عمل میکند و تصویری منحصربهفرد و شخصیتی متمایز به او میبخشد. نسل زد، او را نمادی از اعتراض در برابر هنجارهای رایج میداند؛ نوجوانی که برخلاف دنیای اطرافش عبوس است، لباسهایی غیرمعمول به تن میکند و از ابراز تفاوت خود واهمهای ندارد.
سریال «ونزدی» به نوعی مبلغ سبک «دارک آکادمیا» (Dark Academia) است، سبکی که پیش از این نیز در میان نوجوانان رواج یافته بود. همین گرایش سبکی، «ونزدی» را در چشم مخاطبان تماشاییتر و جذابتر کرد. در اوج همهگیری کرونا، سبک دارک آکادمیا محبوبیت زیادی یافت و زمانی که در سال ۲۰۲۲ سریال «ونزدی» به الگویی تمامعیار برای این سبک تبدیل شد، همانهایی که در شبکههای اجتماعی به دنبال چنین مضامینی بودند، باروبندیلشان را جمع کرده و به دنبال این سریال راه افتادند. سبک دارک آکادمیا، تنها در نوع پوشش خلاصه نمیشود، بلکه نوعی زاویه دید به جهان اجتماعی اطراف است؛ یک جهانبینی خاص که خود یکی از دلایل اصلی پرطرفدار بودن سریال «ونزدی» شد. کاراکتر ونزدی بیش از آنکه به دنبال نمایش جهانی مدرن باشد، در پی نشان دادن دنیایی از طلسم و جادوگری است که این خود ارتباط تنگاتنگی با ریشههای سبک دارک آکادمیا دارد.
محال است کسی سریال «ونزدی» را تماشا کند و به یاد «هری پاتر» نیفتد. حافظه و روان انسانها همیشه در پی تجربهی دوبارهی چیزهای خوب و دلنشین هستند، از این رو، مخاطب برای یادآوری خاطرات و قصههای «هری پاتر»، به سمت «ونزدی» کشیده میشود. هرچند این سریال یک «هری پاتر» تمام عیار نیست، اما مدرسه «نورمور» با فضای اسرارآمیز و دانشآموزان مطرودش، بدون شک مخاطب را به یاد مدرسه جادوگری هاگوارتز خواهد انداخت. «ونزدی» به نوعی برای بیننده آشناییسازی میکند؛ او در مدرسه نورمور به دنبال همان چیزهایی میگردد که پیشتر در مدرسه جادوگری هاگوارتز با آنها مواجه شده بود، و این حس نوستالژی، به جذابیت و کشش سریال میافزاید.
سریال «ونزدی» بیشک اثری با خصوصیات جامعهای ضد اجتماعی است که در آن، شخصیتهای «مطرود» همان کسانی هستند که مخاطب با آنها احساس نزدیکی و همذاتپنداری میکند. شخصیت ونزدی همان کسی است که مخاطب نسل زد برایش سر و دست میشکند؛ کاراکتری ضد اجتماعی، عبوس، خونسرد و عاری از احساسات مرسوم. او شخصیتی نترس و تا حدی گستاخ است؛ کسی که باج نمیدهد، سبک خودش را دارد، دنبال توجه نیست و عاشق تاریکی و سیاهی است. ونزدی از هیچ قانونی پیروی نمیکند، حیوان خانگیاش یک عقرب است، انتقامهای سخت میگیرد، علاقهای به سازش ندارد و همواره در پی تنهایی است. بیشک، ضد اجتماعی بودن و تا این اندازه نترسیدن، آرزوی پنهان بسیاری از کسانی است که در جامعهی امروز زندگی میکنند، به همین دلیل «ونزدی» از این جهت به اثری پرطرفدار تبدیل شد. مخاطب، آرزوهای از دست رفتهاش را در کاراکتر ونزدی میبیند و با او احساس نزدیکی میکند.
از همه مهمتر اینکه ونزدی زنی با اخلاقیات و رفتارهایی است که میتوان آنها را «غیرزنانه» در قالب کلیشههای سنتی تعریف کرد. او برخلاف زنان کلاسیک داستانها، به دنبال احساسات عاشقانه نیست، سر قرار نمیرود و همانند هماتاقیاش، در پی مردی نیست که در نهایت با او ازدواج کند. ونزدی کارهایش را به تنهایی انجام میدهد، مردان را ابزاری برای رسیدن به اهدافش میبیند و پیرو ایدههای مردسالارانه نیست. اگر ونزدی را با هماتاقیاش مقایسه کنیم، بیشک اکثریت ونزدی را ترجیح میدهند. او اهمیتی به مردان نمیدهد و به عنوان یک زن، خالق جهانی است با قوانین مورد علاقهی خودش. در جهان سریال «ونزدی»، این مردان هستند که به دنبال زنان راه میافتند، و زنان در این دنیا هیچ احتیاجی به مردها ندارند. این اتفاق، همان چیزی است که سریال را برای مخاطبی جذاب میکند که به دنبال ایدههای فمینیستی و بازنمایی قدرتمند زنانه میگردد. البته، داستان به همین جا ختم نمیشود و این جهان ضدمردسالارانه، بدون دادن شعارهای فمینیستی صریح، شخصیت زنهایش را به جلو میکشاند و قدرت آنها را به نمایش میگذارد.
بیشک جهانهای فانتزی، همواره مخاطبان بیشماری در سینما و ادبیات داشتهاند. ژانری که تا همیشه میتوان روی ماندگاری و جذابیتش حساب کرد؛ «بازی تاج و تخت» را به یاد آورید که چه غوغایی به پا کرد، یا داستانهای تالکین که محال است کسی فراموششان کند، و یا از «هری پاتر» بگذرد.
پاسخ این کشش عمیق را میتوان در ناخودآگاه جمعی بشر جستجو کرد. انسان به واسطهی «دیانای»ی که از اجدادش به ارث برده، همواره به دنبال اوهامات، مسائل ناشناخته و دنیاهای فراتر از واقعیت است. فانتزی چیزی است که انسان نمیتواند از آن بگذرد، چرا که او را به یاد کهنالگوها و اسطورهها میاندازد. حال، طبق چنین دیدگاهی، سریال «ونزدی» نیز در همان قسمتهای ابتدایی فصل اول خود، مخاطبان وسیعی را جذب میکند. اجداد انسانها با شمنها همنشینی داشتهاند؛ حتی در همین ایران، پیش از ظهور زرتشت یا حتی مهرپرستی، دین شمنیسم رواج داشته است. ونزدی در سریال، روح «گودی آدامز» را احضار میکند؛ گودی آدامز به کمک ونزدی میآید، نوادهاش را نجات میدهد و زندگی را به او بازمیگرداند. اینها همان الگوهای شمنگرایی در سریال «ونزدی» هستند؛ عناصری که روان مخاطب را دستکاری میکنند، چرا که بالاخره یکی از اجداد مخاطب، در میان کوه، جنگل یا حتی کنار دریا، به نحوی در یکی از مراسمات زار، جادوپزشکی، مرگ، عروج یا آیینهای مشابه حضور داشته است. حال، ونزدی و گودی آگاهانه و ناخودآگاه، بیننده را به سمت اجدادش میکشانند!
سریال «ونزدی» که حالا پس از چند سال، خبر ساخت فصل دومش نیز منتشر شده، اثری است که با توجه به دلایل ذکر شده، مخاطب نمیتواند به راحتی از کنارش عبور کند. چرا که سازندگان آن حساب همه چیز را کردهاند. معمای طرح شده در آن به درستی مراحل پرداخت را طی میکند، نشانهگذاریها به خوبی شکل میگیرند، کاشتها (مقدمات داستان) سر جایشان انجام میشوند و تکههای پازل به موقع کنار هم قرار میگیرند تا تصویری کامل و جذاب را بسازند. «ونزدی» جز روایتهای ماندگار فانتزی در میان آثار این ژانر است که توانسته جایگاه خود را در قلب مخاطبان پیدا کند.