Farskids Logo
نقد فیلم خوش‌شانس‌ترین مرد آمریکا | نگاهی دقیق به یک درام واقعی و ناتمام

نقد فیلم خوش‌شانس‌ترین مرد آمریکا | نگاهی دقیق به یک درام واقعی و ناتمام

فیلم خوش‌شانس‌ترین مرد آمریکا (The Luckiest Man in America) درامی بر پایه واقعیت است که متأسفانه در همان گردابی گرفتار می‌شود که بسیاری از آثار مشابه نیز با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ یعنی تلاش برای وفادار ماندن به واقعیت به بهای از دست رفتن انسجام و قوت روایی. فیلمساز سعی می‌کند به وقایع اصلی پایبند بماند، اما همین پایبندی افراطی به سندیت، به پیرنگ لطمه می‌زند. در نتیجه، فیلم نه تنها از پرداخت درست شخصیت‌ها بازمی‌ماند، بلکه به‌جای خلق یک روایت تأثیرگذار، صرفاً گزارشی تصویری ارائه می‌دهد.

نسخه پادکست مقاله : 

ساخته شده با هوش مصنوعی

درام انسانی فیلم خوش‌شانس‌ترین مرد آمریکا نیز به‌واسطه همین اشکالات هرگز شکل نمی‌گیرد. روابط علت‌ومعلولی که بنیان داستان‌های سینمایی موفق را می‌سازند، در این فیلم مغفول مانده‌اند و همین امر باعث می‌شود شخصیت اصلی برای مخاطب ناشناخته باقی بماند. در نبود این روابط، همدلی با قهرمان شکل نمی‌گیرد و روایت اثرگذاری خود را از دست می‌دهد.

تنها نکته‌ی مثبت فیلم، بازی درخشان پل والتر هاوسر در نقش مایکل است. او با تمام توان خود تلاش می‌کند تا ارتباطی میان جهان سرد فیلم و مخاطب ایجاد کند. اما حتی بازی توانمند او نیز نمی‌تواند ضعف‌های بنیادین فیلم را جبران کند. فیلمی که در تلاش است رویای آمریکایی را با سرمایه‌داری پیوند بزند، در نهایت به اثری بدل می‌شود که حوصله‌ی تماشاگر را سر می‌برد.

روایتی بی‌رمق از قصه‌ای با پتانسیل بالا

نقد فیلم خوش‌شانس‌ترین مرد آمریکا

فیلم خوش‌شانس‌ترین مرد آمریکا با این ادعا آغاز می‌شود که براساس داستانی واقعی ساخته شده و برخی اسامی و وقایع برای خلق ویژگی‌های دراماتیک تغییر یافته‌اند. اما این تغییرات، به‌جای کمک به درام، تنها به سردرگمی و بی‌جهتی پیرنگ افزوده‌اند. روایت چنان بی‌رمق و سطحی است که مخاطب بارها احساس می‌کند هیچ چیز مهمی در حال وقوع نیست. «خوش‌شانس‌ترین مرد آمریکا» داستان مردی است به‌نام مایکل که پس از بارها رد شدن، سرانجام وارد یک مسابقه تلویزیونی می‌شود و به‌طرز غیرمنتظره‌ای شروع به بردن جوایز می‌کند.

مایکل، که در نگاه کارمندان برنامه مردی شلخته، بی‌برنامه و تا حدی مضحک است، در ابتدا می‌بازد اما ناگهان وارد یک مسیر برد متوالی می‌شود. این روند باعث می‌شود که دیگران به او مشکوک شوند و او را به تقلب متهم کنند. تهیه‌کننده مسابقه ماشینش را می‌گردد و متوجه می‌شود که مایکل الگوی مسابقه را کشف کرده است. حالا همه تلاش دارند تا ثابت کنند او تقلب کرده و او را به زندان بیندازند.

اما این ظاهر ماجراست. در لایه‌ی زیرین، فیلم تلاشی نیمه‌کاره برای پردازش موضوعاتی انسانی و روان‌شناختی دارد. مسئله اینجاست که فیلمساز این لایه‌ی مهم را به حال خود رها کرده و صرفاً به بازنمایی رویدادها اکتفا می‌کند.

شخصیتی که ساخته نمی‌شود؛ درامی که جان نمی‌گیرد

نقد فیلم خوش‌شانس‌ترین مرد آمریکا

مایکل برخلاف تصور اولیه نه به‌دنبال پول است و نه حتی جوایز برایش اهمیت دارد. تمام این تلاش‌ها برای جلب توجه دخترش است. او از همسرش جدا شده و حالا می‌خواهد با موفقیت در مسابقه، جایی در قلب خانواده‌اش باز کند. این انگیزه، پتانسیل بالایی برای پرداخت احساسی و انسانی دارد. اما فیلمساز به‌جای واکاوی شخصیت، تنها به سطح ماجرا بسنده می‌کند.

فیلمی که می‌توانست با تمرکز بر انگیزه‌های روانی و درونی قهرمان، به اثری تأثیرگذار بدل شود، در نهایت به یک روایت سطحی و بی‌احساس تبدیل شده است. مایکل همچنان برای مخاطب ناشناخته می‌ماند. شخصیت او نه عمق دارد، نه گذشته‌ای برای تحلیل، و نه رفتاری برای کشف. تنها کاری که انجام می‌دهد زنگ زدن به دخترش است، آن هم در خفا.

در فیلم‌هایی با محوریت شخصیت، نیاز است که دوربین به کاراکتر نزدیک شود، از او نمای نزدیک بگیرد و از نورپردازی برای نمایش حالات درونی‌اش بهره ببرد. اما در این فیلم همه‌چیز تخت است. کارگردان حتی در طراحی دکوپاژ و قاب‌بندی هم تلاش نمی‌کند به شخصیت نزدیک شود. دوربین در مدیوم‌شات‌ها باقی می‌ماند، نورها خنثی‌اند و همه‌چیز در فاصله‌ای بی‌روح روایت می‌شود.

فیلمی بدون چالش، بدون ضدقهرمان و بدون رشد شخصیت

نقد فیلم خوش‌شانس‌ترین مرد آمریکا

درام زمانی زنده می‌شود که قهرمان در برابر چالش‌ها قرار بگیرد. دشمنی قوی‌تر، باعث رشد و پویایی بیشتر قهرمان می‌شود. اما در این فیلم، ضدقهرمان‌ها نیز همانند شخصیت اصلی، تخت و بی‌اثر هستند. هیچ چالشی جدی برای مایکل ایجاد نمی‌کنند. هیچ تعلیق دراماتیکی وجود ندارد، بجز اینکه مخاطب نمی‌داند مایکل برنده خواهد شد یا نه. اما این کافی نیست.

به‌جای اینکه نبردی روانی میان مایکل و تهیه‌کننده مسابقه شکل بگیرد، آن‌ها تنها چند تهدید لفظی می‌کنند. نه تغییری در قوانین مسابقه می‌دهند، نه دام می‌گذارند، و نه مایکل را در موقعیت انتخاب‌های سخت قرار می‌دهند. هیچ تعلیق واقعی در کار نیست، و فیلم در سکون کامل، روایت خود را پیش می‌برد.

فرصتی از دست‌رفته برای ساخت یک درام عمیق انسانی

تنها بخش نسبتاً قابل دفاع فیلم، شیوه‌ی مواجهه با بحران توسط تهیه‌کنندگان است که در نهایت متوجه می‌شوند باید مایکل را به‌عنوان فرصتی تازه ببینند. اما این ایده هم شعاری است و عمق لازم را ندارد. فیلم خوش‌شانس‌ترین مرد آمریکا می‌توانست اثری فراتر از یک گزارش تصویری صرف باشد؛ می‌توانست درامی روان‌شناختی و انسانی باشد با پرداختی عمیق به انگیزه‌های شخصیت اصلی‌اش. اما اکنون تنها با یک فیلم نیمه‌کاره مواجهیم که از پتانسیل بالای داستان واقعی‌اش استفاده نکرده است.


منبع : فارس کیدذ

برچسب ها
نظرات کاربران

Farskids Logo
تمامی حقوق وب‌سایت متعلق به رسانه فارس‌کیدذ می‌باشد.