نقد فیلم «ددپول و ولورین»: عملیات مولتی ورس
فیلم «ددپول و ولورین» بهعنوان یکی از پروژههای مهم دنیای سینمایی مارول، از مولتیورس بهرهبرداری شایستهای کرده و توانسته است یکی از سرگرمکنندهترین تجارب سینمایی را به بینندگان ارائه دهد. در واقع، این فیلم در سالهای اخیر بهعنوان یکی از مهمترین آثار دنیای سینمایی مارول شناخته میشود، چرا که نهتنها باید توانایی خود را در تولید فیلمهای باکیفیت نشان میداد، بلکه میبایست به سوالات مهمی درباره استقبال مخاطبان از آثار با درجه سنی بزرگسال پاسخ میداد. وجود دو ابرقهرمان محبوب مانند ددپول و ولورین بهروشنی انتظارات را از این فیلم بالا میبرد، بهخصوص اینکه این فیلم بهعنوان اولین اثر دنیای سینمایی مارول با درجه سنی بزرگسال، هیجان بیشتری به این انتظار میافزاید.
با این حال، این سوال مطرح میشود که آیا فیلم «ددپول و ولورین» توانسته است بهخوبی از این پتانسیل استفاده کند یا اینکه صرفاً در دام استفاده نادرست از مفهوم مولتیورس افتاده است؟ بهعنوان بیننده، میتوانیم از طریق افتتاحیه هر فیلم بهراحتی بفهمیم که آن اثر قرار است چه روندی را دنبال کند و آیا ما را ناامید خواهد کرد یا اینکه ما را با داستانی جذاب روبهرو خواهد ساخت. فیلم «ددپول و ولورین» نیز دقیقاً همین روش را در پیش میگیرد و در آغاز ما را بهخوبی راهنمایی میکند که باید منتظر چه نوع ماجراجویی باشیم و چه محتوایی را قرار است تماشا کنیم.

این فیلم بهواقع یکی از مهمترین آثار دنیای سینمایی مارول بهشمار میآید؛ چرا که میکوشد اثبات کند این مجموعه هنوز میتواند تجربههای سرگرمکننده و جذابی را ارائه دهد و این که هنوز حرفهای بیشتری برای گفتن دارد. بهجرات میتوان گفت که افتتاحیه فیلم نهتنها برتر از دو فیلم قبلی ددپول بوده، بلکه یکی از بهترین افتتاحیههای تاریخ دنیای سینمایی مارول را نیز بهوجود میآورد. این افتتاحیه نهتنها بهخوبی با کلیت فیلم همخوانی دارد، بلکه نشان میدهد که در دو ساعت آینده چه محتوایی را خواهیم دید.
اگر به جنبه داستانی فیلم «ددپول و ولورین» نگاهی بیندازیم، متوجه میشویم که «ددپول و ولورین» داستانی ساختار شکن یا متفاوت ارائه نمیدهد و بر اساس اصول و قواعد دو فیلم قبلی ددپول ساخته شده است. در واقع، ما با داستانی آشنا روبهرو هستیم که با شوخیهای مخصوص به خود همراه است. این بار هم ددپول در تعامل با ولورین، شوخیهایش را در مورد خرید فاکس قرن بیستم توسط دیزنی، والت دیزنی و محدودیتهای این شرکت و همچنین اشاره به مارول استودیو و کوین فایگی مطرح میکند.
پس از افتتاحیه قدرتمند، بالاخره داستان اصلی فیلم شکل میگیرد. فیلم بهخوبی نشان میدهد که در چه سمتی در حال حرکت است و هیچگونه عدم صداقتی را در این زمینه شاهد نیستیم. آنها دقیقاً آن چیزی را که تماشاگران و طرفداران میخواهند، به نمایش میگذارند؛ بنابراین بیایید از تماشای چیزی که سالها منتظرش بودهایم، لذت ببریم. این پیام کلی فیلم است: اگر به دنبال داستان عمیق و تأثیرگذار نیستیم، اینجا قرار است دو ساعت سرگرمکننده را تجربه کنیم که لحظهبهلحظه آن جذاب است.

جالب است بدانید که تماشای فیلم «ددپول و ولورین» برای بار دوم حتی ممکن است بهتر از بار اول باشد! داستان کلی فیلم اگرچه کلیشهای و قابل پیشبینی است، اما سازندگان بهخوبی از این موضوع آگاهاند. فیلم لحظات خوبی دارد و قصد ندارد چیزی را خراب کند؛ بلکه میخواهد بینندگانی را که برای تماشا آمدهاند، سرگرم کند و این کار را به بهترین شکل انجام میدهد. اولین نکتهای که به ذهن میرسد، حضور شخصیت ولورین است که سوال اصلی بسیاری از بینندگان این است که این دو شخصیت چگونه در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
یکی از نقاط قوت فیلم این است که بههیچوجه قصد ندارد میراث فیلم «لوگان» را نابود کند. درست است که فیلم در ابتدا با این موضوع شوخی میکند، اما این شوخی در قالب شخصیت ددپول است و از این شخصیت نمیتوان انتظار مراعات کردن داشت. اگر قرار باشد ددپول کنترل شود، پس تفاوتی بین طرفدار و مدیران دیزنی وجود ندارد. به همین دلیل رایان رینولدز در این زمینه آزادی عمل کاملی دارد و این آزادی باعث میشود که ددپول بتواند با هر کسی شوخی کند، و این چیزی است که بیننده از ددپول انتظار دارد.
اما داستان ولورین کمی متفاوت است. نمیتوانیم انتظار داشته باشیم این شخصیت همواره در حال شوخی باشد. سازندگان با انتخاب بدترین نسخه ولورین بهخوبی تعادل بین شخصیت جدی ولورین و دلقکمانند ددپول را حفظ کردهاند و این موضوع باعث شده تا شاهد ترکیبی غیرعادی اما جذاب باشیم. بدون شک، ولورین در برخی صحنههای شوخی شرکت میکند که با توجه به شخصیت جدی او منطقی به نظر میرسد، اما در برخی صحنهها میتوان گفت که سازندگان میتوانستند انتخابهای بهتری داشته باشند.

بهاینترتیب، ولورین نهتنها در طول فیلم به شکلی اشتباه و نادرست به تصویر کشیده میشود، بلکه در بسیاری از دقایق فیلم حتی ستاره اصلی آن نیز میگردد و فضای کمتری برای درخشش ددپول بهجا میگذارد. درست است که ترکیب این دو شخصیت در فیلم بسیار موفق بوده است، اما ولورین با لباس مشهورش حالا بهنوعی ستاره فیلم تبدیل شده و نشان میدهد که این شخصیت هنوز پتانسیلهای زیادی برای ارائه دارد و نمیتوان صرفاً پروندهاش را با فیلم «لوگان» بست.
موضوع دیگری که در فیلم «ددپول و ولورین» اهمیت دارد، حضور افتخاری شخصیتهای مختلف است. تمرکز اصلی خط داستانی مولتیورس بر روی این شخصیتها بوده و واکنشها نسبت به حضور آنها تا به حال متفاوت بوده است. در سریال «لوکی» یا فیلم «اسپایدرمن: راهی به خانه» این حضورها بهخوبی پیادهسازی شدهاند. در مقابل، در فیلم «دکتر استرنج در مولتیورس جنون» این موضوع چندان جالب نبود و بهنظر میرسید حضور شخصیتها اهمیتی برای تماشاگران ندارد.
مارول در فیلم «ددپول و ولورین» تلاش کرده است تا برخلاف فیلم دکتر استرنج ۲، حضور شخصیتها را به روشی قابل درک و مناسب به نمایش بگذارد و خوشبختانه بهنظر میرسد درس خود را آموختهاند. در این فیلم، شاهد ادای دینی به شخصیتهای مختلف از آثار گوناگون هستیم، از فیلمهای «ایکس-من» تا «چهار شگفتانگیز» و حتی «دردویل» و «بلید». بهواقع در اینجا بهنوعی با این مجموعهها خداحافظی میکنیم و حضور آنها تنها بهعنوان غافلگیری برای بیننده نیست، بلکه آنها نقش واقعی خود را در داستان ایفا میکنند.
نکته مثبت این است که شخصیتهایی که صرفاً حضور افتخاری دارند، نقشی مثبت و بهتر در فیلم دارند و حضور آنها بیمعنی و بیاهمیت نیست. حتی سپاه ددپول نیز نقشی در فیلم ایفا میکند و اگرچه میتوانستند نقشی جدیتر داشته باشند، اما حضور آنها موجب خلق یکی از بهترین صحنههای فیلم شده و سبب میشود که شاهد یکی از بهترین صحنههای اکشن باشیم و از آن لذت ببریم.

استفاده از متغیرهای ولورین در فیلم نیز بهنحو جالبی انجام شده است. حتی متغیرهایی مانند نسخه هنری کویل صرفاً استفاده ابزاری نیستند و ما نگاهی به نسخههای مختلفی که میتوانستیم از این شخصیت در طول سالها داشته باشیم، خواهیم داشت. هدف اصلی سازندگان جلب نظر مثبت طرفداران است و رایان رینولدز بهخوبی میداند که تماشاگران برای چه چیزی به سینما آمدهاند. بهطور کلی، آنها اثری کاملاً فن سرویس ارائه کردهاند که البته به شکلی درست این کار انجام شده است.
اثر فن سرویس بودن به خودی خود نکته منفی نیست. اگر این موضوع بهدرستی و اصولی انجام شود، میتواند مثبت باشد. برخی سازندگان بهطرز اشتباهی این قضیه را اجرا میکنند و در نهایت نتیجهای میگیرند که حتی طرفداران نیز از آن لذت نمیبرند. اما در فیلم «ددپول و ولورین» و با توجه به آزادی عمل کاملی که رایان رینولدز دارد، او با دقت این مسیر را دنبال میکند و با شوخیها و چالشها سعی در ایجاد یک اثر جالب دارد. فیلم بهراحتی تماشا میشود و با یک بار دیدن شما را راضی نگه میدارد.
در نهایت، میتوان گفت که «ددپول و ولورین» یک تجربه فوقالعاده است که ارزش تماشا را دارد و بهخوبی نشان میدهد که هنوز هم میتوان از دنیای سینمایی مارول انتظار داشت. شخصیتها بهخوبی با یکدیگر ترکیب شدهاند و ساختار داستان نیز بهطرز مناسبی طراحی شده است. این فیلم نهتنها نشان میدهد که سازندگان میتوانند از پتانسیلهای دنیای سینمایی مارول بهرهبرداری کنند، بلکه بهنوعی شگفتیهایی را برای تماشاگران ایجاد میکند. بنابراین، اگر بهدنبال یک تجربه شاد و سرگرمکننده هستید، فیلم «ددپول و ولورین» قطعاً گزینهای مناسب برای شما خواهد بود.
منبع : فارس کیدذ