نقد قسمت ششم سریال قورباغه
نقد و بررسی قسمت ششم سریال قورباغه ؛ صندلیات را پیدا کن
مسئلهی ژانر در سینمای ایران، سالهاست که مشکل بزرگی است. ساختارهای بینامتنی و میان ژانری که اغلب فیلمها و سریالهای ایرانی از فیلمهای ژانر سراسر جهان به عاریت میگیرند به همان سرعتی که شمایلی خوشایند از خود بروز میدهند، از هم فرومیپاشند. زبان، یکی از این مسائل است که تا زبان بصری و حتی زبان بدن بازیگران یک سریال پیش میرود و باعث شده تا کنشمندی شخصیتها، گرهگشایی داستان و گره افکنیهایش به مشکل بخورد.

قسمت ششم سریال قورباغه خود بیش از تمام قسمتهای قبلی خود روند نزولی در روایت، ساختار دراماتیک و شخصیتپردازی را سیر میکند. اگر مشکلات عدیدهی فیلمنامهای را در نظر نگیریم، حالا میتوان با اطمینان گفت که مشکلات قسمت ششم سریال قورباغه از همان قسمت ابتدایی وجود داشتند و بعد از قسمت ششم نیز پر رنگتر خواهند شد. این مشکلات از جنس خرابیهای پایبستهای خانهای در حال ساخت هستند که هرچقدر بر وزن خانه افزوده میشود، پایهها قدرتشان را بیشتر از قبل از دست میدهند. هرچند که این مشکلات هیچکدام مختص به این قسمت نیستند و آسیب شناسیشان به بررسی دقیقتر تاریخ سینمای ایران و اللخصوص تاریخ دو دههی اخیر سینمای ایران نیازمند است اما با اینحال سیدی در پایان نیمهی ابتدایی سریال، درست کمی مانده به سوت پایان در حال از دست دادن کنترل مخلوقاتش است.
قسمت ششم سریال قورباغه درست ادامهی قسمت قبلی را روایت می کند. یعنی جایی که فرانک (با بازی سحر دولتشاهی) به رامین دستور میدهد تا اینقدر سر چهارراه بایستد و پلک نزند تا کور شود. متاسفانه اکثر وقت قسمت ششم سریال قورباغه صرف دزد و پلیسبازیهای بیهودهای میشود که میان رامین و پلیس اتفاق میافتد. اتفاقاتی که به غیر از پر کردن زمان چیزی را پیش نمیبرند. بیست دقیقهی ابتدایی این قسمت به راحتی قابل حذف شدن هستند، بدون آنکه کوچکترین اطلاعات مهمی از دست برود.

حضور فرانک در قسمت قبل و عملگرایی او در مقابل رامین میتوانست راه گریز خوبی برای سیدی برای خلق شخصیت زنی قدرتمند و پویا در سریال باشد که در این قسمت با مخلوط شدنش با شخصیتپردازیهای “زنهای خانهدار افسرده” آن پرسونای قدرتمند را تقریبا تمام و کمال از بین خواهد برد. فرانک اگر هم با قدرت بازگردد باید شخصیتی دوگانه، درمانده و ضعیف از خود بروز دهد که این با هر آنچه در این قسمت دیدیم در خلاف خواهد بود.