نقد فیلم جوکر 2: سقوط از شخصیت پیچیده به ضدقهرمانی بیروح
فیلم جوکر 2: جنون مشترک دنبالهای است بر فیلم تحسینشدهی جوکر، که موفقیتش مرزهای سینما را در نوردید و توانست به یک اثر فرهنگی تأثیرگذار تبدیل شود. اما اکنون، برخلاف انتظارها، فیلم جوکر 2 نهتنها نتوانسته جایگاه ویژهی قسمت اول را حفظ کند، بلکه با نقدهای منفی بسیاری نیز مواجه شده است. در ادامه با تحلیل و نقد این اثر، همراه «فارس کیدذ» باشید.
سال ۲۰۱۹ با اکران فیلمی از تاد فیلیپس، دنیای سینما شاهد اثری ماندگار و پرمخاطب بود. این فیلم، که بر اساس شخصیت جوکر از کامیکهای دیسی ساخته شده، داستان ضدقهرمانی را روایت میکرد که به نماد طغیان علیه نظم موجود جامعه تبدیل شد. شخصیت جوکر که همواره بهعنوان یکی از بزرگترین دشمنان بتمن در شهر گاتهام شناخته میشود، در فیلم جوکر 2 توسط تاد فیلیپس بازآفرینی شد تا جایگاه قهرمانی آنارشیست و شورشی را بیابد. این جوکر، نمادی از اعتراض و نارضایتی طبقه متوسط و افرادی بود که از شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم خشمگین بودند. برخلاف دیگر شخصیتهای دنیای دیسی که ویژگیهای ابرقهرمانی دارند، جوکر تاد فیلیپس با جهانبینی رئالیستی وارد شد و بهگونهای ساخته شد که مخاطب بهسادگی بتواند با او همزادپنداری کند. این نسخه از جوکر، انعکاسی از مردمی بود که دیگر توان تحمل فشارها و ناکامیهای ناشی از سیستم را نداشتند و میخواستند فریاد اعتراضشان را سر دهند.

تاد فیلیپس در ساخت جوکر اول از احساسات و سرخوردگیهای مردم آگاهانه استفاده کرد؛ او با تکیه بر روانشناسی اجتماعی، جوکری ساخت که بهخوبی درد و رنج مردم را به تصویر میکشید. او نشان داد که جامعهای که در مرداب سرکوب و محرومیت گرفتار است، چگونه میتواند بهسمت هرجومرج سوق داده شود و ارتشی از شورشیان را به خیابانها بکشاند. جوکر نمایانگر دنیایی بود که از عدالت محروم بود، جهانی که بهجای نظم، در پی ساختارشکنی بود. اما چرا فیلم جوکر 2، علیرغم محبوبیت بینظیر قسمت اول، نتوانست همان میزان موفقیت و همدلی را برانگیزد؟
با اکران فیلم جوکر 2: جنون مشترک، مخاطبان در سراسر دنیا با انتظارات بالایی به سینما رفتند؛ آنها دوباره میخواستند جوکری را ببینند که اعتراضشان را نمایندگی کند و احساسات فروخوردهی آنان را آزاد سازد. درحالیکه فیلم جوکر اول با پیام قدرتطلبی و آشوب درونی مردم همنوا بود و حتی جرقهای از ارتش جوکرها را در ذهن مخاطبان ایجاد میکرد، این دنباله آن انتظارات را برآورده نکرد. تنها چیزی که از قسمت اول باقی مانده بود، حضور واکین فینیکس در نقش جوکر بود، که همین نیز تا حدی دلگرمکننده به نظر میرسید.
اکران فیلم جوکر 2 در شرایطی رخ داد که فیلم اول نامزد ۱۱ جایزه اسکار شده و نزدیک به یک میلیارد دلار در گیشه جهانی فروش داشت. این موفقیت چشمگیر باعث شد تا فیلیپس و فینیکس وسوسه شوند و به فکر ساخت دنبالهای بیفتند که این موفقیت را تکرار کند. اما جنون ساخت دنبالهای بر جوکر، که هرگز قرار نبود وجود داشته باشد، منجر به ساخت فیلمی شد که انتظارها را برآورده نکرد. فیلم جوکر 2، برخلاف انتظارات، در شب اول اکران شکست خورد و نتوانست جادوی قسمت اول را تکرار کند. از لحظهای که اعلام شد فیلم جوکر 2 یک فیلم موزیکال خواهد بود، موجی از دلسردی بین مخاطبان به وجود آمد. استودیو برادران وارنر، علیرغم آگاهی از علاقه نداشتن مخاطبان جوکر به سبک موزیکال، این تغییر را به داستان اضافه کرد تا جهان دیگری را در روایت خود به نمایش بگذارد.
اگرچه در دنیای سینما کارگردان بهعنوان خالق اثر شناخته میشود، اما جوکر فیلمی است که شاید بیش از هر اثر دیگری به مخاطبانش تعلق دارد. آنچه مهم است، نه صرفاً دیدگاه تاد فیلیپس، بلکه نیاز و انتظارات مخاطبانی است که برای تماشای فیلم به سینما میروند. فیلم جوکر 2 نتوانست این انتظارات را برآورده سازد و همین نکته سبب شد که دنبالهی آن با شکست مواجه شود.
مخاطب در سال ۲۰۱۹ با دیدن جوکر، نمادی از خود و نارضایتیهایش را در این شخصیت پیدا کرد. او برای دیدن بازتاب زندگی و اعتراضات درونیاش به سینما رفت و با رضایت خارج شد. اما در فیلم جوکر 2 چنین انعکاسی از زندگی مخاطب به نمایش گذاشته نشد. تاد فیلیپس، بهجای تکیه بر اعتراضات و خشم جامعه که در جوکر اول به اوج خود رسیده بود، اینبار فیلمی ارائه داد که نتوانست همان همذاتپنداری را ایجاد کند.

در ادامه داستان فیلم جوکر 2 اسپویل می شود
فیلم فیلم جوکر 2: جنون مشترک داستانی متفاوت از جوکر روایت میکند که دوسال پس از رویدادهای فیلم نخست رخ میدهد. در آغاز فیلم، میبینیم که جوکر در اقدامی جسورانه و فرامتنی، مجری مشهوری را که نمایندهٔ انحراف افکار عمومی توسط رسانهها و سیاستمداران است، در برنامهای زنده میکشد. این شخصیت اصلی، آرتور فلک، اکنون در بیمارستانی فوقامنیتی در شهر گاتهام بستری است و وکیلش تلاش میکند تا او را بهعنوان فردی که از اختلال چندشخصیتی و جنون رنج میبرد، نجات دهد. در این میان، هارلی کویین وارد داستان میشود؛ او یکی از هواداران متعصب جوکر است و تلاش میکند آرتور را متقاعد کند تا دوباره شخصیت آشوبگر جوکر را بپذیرد. ورود هارلی به زندگی آرتور و ایجاد ارتباطی نزدیک، به تدریج مسیر داستان فیلم جوکر 2 را شکل میدهد و آغازگر تحولاتی پرچالش و احساسی میشود.
در فیلم جوکر 2، برخلاف قسمت اول که با الهام از آثار تاریک و اجتماعی سینمای دهه ۷۰ و ۸۰ مارتین اسکورسیزی ساخته شده بود، فضای داستان حالا به یک دنیای کارتونی و فانتزی نزدیکتر میشود. اینبار فیلم با الهامی آزاد از انیمیشنهای لونی تونز آغاز میشود، که مخاطب را بهطور ضمنی برای ورود به دنیای تخیلیتر و طنزآمیزتر جوکر آماده میکند. اما باید به یاد داشت که این فیلم همچنان به طور مستقیم به دنیای دیسی متصل نیست و کارگردان، تاد فیلیپس، بیشتر از مضامین روانشناسی اجتماعی و فردی بهره میگیرد و با اقتباسهای آزاد از المانهای گاتهام، شخصیت هارلی کویین، و آشوبهای شهری، اثری نو خلق کرده است.
فیلم با چالشی دیگر نیز مواجه است و آن استفاده از چندین سبک سینمایی و ژانر متفاوت است که در کنار هم تماشاگر را سردرگم میکنند. در فیلم جوکر 2 ترکیبی از سبکهای مختلف مانند فیلمهای دادگاهی، درام روانشناسانه، و موزیکال را شاهد هستیم که به گفتهٔ فیلیپس، قرار است در ایجاد روایت کمک کند؛ اما این ترکیب پیچیده و گاه غیرقابلدرک، به تداوم داستان آسیب زده است. فیلم بهطور خاص با ژانر موزیکال در حالتی نیمهجدی و غیرمعمول همراه شده که از همان ابتدا واکنشهای متفاوتی را برانگیخت و بسیاری از طرفداران جوکر از این تغییر سبک بهشدت انتقاد کردند.

در واقع، ژانر موزیکال در این اثر نتوانسته بار احساسی و دراماتیک مورد انتظار مخاطب را در روابط میان جوکر و هارلی کویین به تصویر بکشد. در این بخشهای کلیدی، ترانهها و رقصها جایگزین توسعهٔ دراماتیک رابطه میان این دو شخصیت شدهاند و بهجای عمق بخشیدن به احساسات، مخاطب را از مسیری که جوکر در فیلم جوکر 2 باید طی کند، دور کرده است. اگرچه ایدهٔ عاشقانه میان آرتور و هارلی در داستان وجود دارد، اما این عشق بهخوبی در بستر درام پیادهسازی نشده و بهصورت سطحی از طریق موزیک و آواز به نمایش درآمده است. برای طرفداران این شخصیت، چنین رویکردی در روایت که بهجای واقعگرایی و تأمل، به فانتزیهای موزیکال روی آورده است، غیرقابلقبول بوده و مورد نقدهای منفی قرار گرفته است.
از سوی دیگر، حذف بسیاری از ویژگیهای شخصیتی که جوکر در اولین قسمت فیلم داشت، باعث شده است که این بار جوکر بیشتر به یک تیپ ساده تبدیل شود تا شخصیتی عمیق و پیچیده. داستان و فضای روایت در فیلم جوکر 2 به سمتی میرود که جوکر مانند یک مجرم عادی در دادگاهها محکوم میشود و از شور و هیجان آنارشیستی که در قسمت قبلی وجود داشت، بهکلی دور میشود. بهجای توسعهٔ شخصیت آرتور که در فیلم اول به نمادی از نارضایتی و اعتراض تبدیل شده بود، اینبار در فیلم جوکر 2 او تنها بهعنوان یک جنایتکار کمهویت در داستان ظاهر میشود.
فیلم در نمایش شخصیت هارلی کویین نیز با چالشهایی مواجه شده است. در این داستان، او از شمایل دیوانه و جسور دنیای دیسی فاصله گرفته و تنها بهعنوان فردی عاشق آرتور معرفی میشود. این هارلی کویین فاقد پیشینه و پرداخت دراماتیک خاصی است و تنها به عنوان همراهی عاطفی برای جوکر ایفای نقش میکند، در حالی که هارلی دنیای دیسی با گذشتهای پیچیده و انگیزههایی قوی شناخته میشود.
این روایت سردرگم و فقدان توسعه شخصیت باعث شده است که فیلم جوکر 2 از ریشههای اصلیاش فاصله بگیرد و آنچه که در قسمت قبلی بهعنوان نماد آنارشی و اعتراض عمومی شکل گرفته بود، در این قسمت به شکلی غیرقابلانتظار به روایتی سطحی و بیمفهوم تنزل یابد. تاد فیلیپس، به نظر میرسد، از تکرار شورشها و پیامهای انقلابی جوکر در جامعه خود ترسیده و به همین دلیل اثری متفاوت و متناقض نسبت به قسمت اول ارائه داده است.

مسئلهی اصلی فیلم جوکر 2 در نجات آرتور خلاصه میشود؛ آیا میتوان آرتور را نجات داد؟ وکیلش در تلاش است تا جوکر را در او بیدار کند و هارلی نیز با عشقی وسوسهگرانه درصدد است تا جوکر را از آرتور بیرون بکشد. هارلی جوکر را میخواهد، آن شرارت را، نه آرتورِ معمولی را. او یکی از هزاران طرفدار جوکر است که عاشق آشوب و شیدایی او شده و نمیخواهد جوکر همچنان آرتور باشد. هارلی آرتور را وسوسه میکند، او را به جنون میکشاند و در نهایت به شوریدگی میرساند. در این میان، جوکر وکیل خود را اخراج میکند، به خواهشهای هارلی پاسخ مثبت میدهد و با لبخند قرمز و صورت سفید در دادگاه حاضر میشود. هارلی در این جنگ با وکیل آرتور پیروز میشود و جوکر تصمیم میگیرد آرتور را فراموش کند. بعد از این، داستان به اوج کشمکشهای خود میرسد.
حالا دادگاهی داریم که در آن همه علیه جوکر شهادت دادهاند و خود جوکر قرار است از خودش دفاع کند. هارلی هم او را تشویق میکند و جنون او را تشدید میکند. بحران به اوج خود میرسد و احتمال اعدام جوکر وجود دارد، اما هارلی خوشحال است. مخاطب منتظر حرکت بعدی تاد فیلیپس است و پیشبینی میکند که گاتهام قرار است شاهد شورشی دیگر از جوکر باشد. اما در کمال ناباوری، جوکر بدون هیچ تغییر دراماتیکی میگوید: «جوکری در کار نیست، فقط خودمم!» این جمله به شدت تماشاگر را شگفتزده میکند و او از خود میپرسد که تمام این تقلاها برای چه بوده است؟ از اینجا به بعد، فیلم به آشفتگی میافتد و تماشاگر مجبور میشود برای پر کردن حفرههای داستان به سکانسها توجه کند. تاد فیلیپس جوکر جدیدش را نمیشناسد و نقشهای برای او نریخته است، و اگر آرتور سردرگم است و در تلاش برای جوکر شدن یا نشدن است، این به دلیل ضعف فیلمنامه است، نه اختلال شخصیت آرتور.

آرتور/جوکر بهدنبال چه چیزی است؟ مگر نه اینکه وکیلش را اخراج کرد تا دل هارلی را بدست آورد؟ حالا که هارلی را بهدست آورده، چرا جوکر را نمیخواهد؟ چرا تصمیم میگیرد هم آزادیاش و هم عشقش را از دست بدهد؟ آرتور در شرایط شکنندهای بود و هارلی به او پناه داده بود، حالا چرا باید همه چیز را رها کند و خود واقعیاش را در دادگاه گاتهام نمایان کند؟ پس از این اتفاق، هارلی آرتور را ترک میکند چراکه تنها جنون و آشوب را میخواهد. وقتی حکم آرتور در دادگاه خوانده میشود، خندههای هیستریک به سراغ او میآید، در حالی که همچنان بخشی از نقاب جوکر را به صورت دارد. او میخندد، پس یعنی هنوز بیمار است. این تغییر رفتار آرتور در دادگاه یکی از مشکلات اصلی فیلم است.
مخاطب که هنوز در شوک این رفتار است، ناگهان شاهد انفجار دادگاه توسط طرفداران جوکر میشود. تماشاگر جان میگیرد و فکر میکند که نقطهعطف فیلم در حال شکل گرفتن است. آرتور فرار میکند و مخاطب امیدوار است که جوکر هویت واقعی خود را نشان دهد. اما هنگامی که آرتور در هرجومرج دادگاه قدم میگذارد، فیلم رنگ و بویی از قسمت اول خود میگیرد و تماشاگر احساس آزادی میکند، اما بلافاصله همه اینها رنگ میبازد. جوکر بهجای اینکه ارتباطی با مخاطب برقرار کند، توجه هارلی را جلب میکند، اما هارلی جوکر را نمیپذیرد. پلیس وارد میشود و رویای جوکر از شورش و اعتراض نابود میشود.
مرگ جوکر در این فیلم، حتی اگر واقعاً مرده باشد، تاثیری عمیق بر مخاطب ندارد. مرگ یک ضدقهرمان که در برابر قدرتهای فاسد ایستاده است، باید تاثیرگذار باشد، اما در اینجا هیچ احساسی در مخاطب ایجاد نمیکند. اگر این مرگ در قسمت اول رخ میداد، تماشاگران از آن شوکه میشدند. اما در فیلم جوکر 2، مرگ جوکر حماسی و قهرمانانه نیست. در قسمت اول، جوکر از میان درد و رنج برآمد و مسیری از اعتراض ساخت، که باعث میشد مخاطب با او همراه شود و فکر کند جامعه به چنین شخصیتی نیاز دارد. حالا اما جوکر بدون هیچ فلسفه و جهانبینی خاصی به ذلت میرسد. او در تلاش است تا توجه هارلی را جلب کند، چیزی که همیشه به دنبال آن بوده است. جوکر به محبتی که هیچگاه در زندگیاش تجربه نکرده، رسید، اما باز هم این روند در فیلم به درستی شکل نمیگیرد. جوکر به راحتی از شخصیت خود دست میکشد و هارلی را از دست میدهد، و این یکی از نقاط ضعف عمده فیلم است.
در نهایت، فیلم جوکر 2 شخصیت آرتور را به ضدقهرمانی تبدیل میکند که دیگر هیچ هدف مشخصی ندارد. مخاطب از این شخصیت دیگر هیچ انتظاری ندارد. جوکر دیگر قهرمان تماشاگر نیست، و مرگ او هیچگونه احساسی را در مخاطب برنمیانگیزد. تاد فیلیپس نتوانسته مسیر مشخصی برای این شخصیت پیدا کند، و به همین دلیل مخاطب نمیتواند با او همذاتپنداری کند یا در راستای جهانبینی او احساس همدردی کند.

مسئلهی اصلی فیلم جوکر 2 در نجات آرتور خلاصه میشود؛ آیا میتوان آرتور را نجات داد؟ وکیلش در تلاش است تا جوکر را در او بیدار کند و هارلی نیز با عشقی وسوسهگرانه درصدد است تا جوکر را از آرتور بیرون بکشد. هارلی جوکر را میخواهد، آن شرارت را، نه آرتورِ معمولی را. او یکی از هزاران طرفدار جوکر است که عاشق آشوب و شیدایی او شده و نمیخواهد جوکر همچنان آرتور باشد. هارلی آرتور را وسوسه میکند، او را به جنون میکشاند و در نهایت به شوریدگی میرساند. در این میان، جوکر وکیل خود را اخراج میکند، به خواهشهای هارلی پاسخ مثبت میدهد و با لبخند قرمز و صورت سفید در دادگاه حاضر میشود. هارلی در این جنگ با وکیل آرتور پیروز میشود و جوکر تصمیم میگیرد آرتور را فراموش کند. بعد از این، داستان به اوج کشمکشهای خود میرسد.
حالا دادگاهی داریم که در آن همه علیه جوکر شهادت دادهاند و خود جوکر قرار است از خودش دفاع کند. هارلی هم او را تشویق میکند و جنون او را تشدید میکند. بحران به اوج خود میرسد و احتمال اعدام جوکر وجود دارد، اما هارلی خوشحال است. مخاطب منتظر حرکت بعدی فیلم جوکر 2 است و پیشبینی میکند که گاتهام قرار است شاهد شورشی دیگر از جوکر باشد. اما در کمال ناباوری، جوکر بدون هیچ تغییر دراماتیکی میگوید: «جوکری در کار نیست، فقط خودمم!» این جمله به شدت تماشاگر را شگفتزده میکند و او از خود میپرسد که تمام این تقلاها برای چه بوده است؟ از اینجا به بعد، فیلم جوکر 2 به آشفتگی میافتد و تماشاگر مجبور میشود برای پر کردن حفرههای داستان به سکانسها توجه کند. تاد فیلیپس جوکر جدیدش را نمیشناسد و نقشهای برای او نریخته است، و اگر آرتور سردرگم است و در تلاش برای جوکر شدن یا نشدن است، این به دلیل ضعف فیلمنامه است، نه اختلال شخصیت آرتور.
آرتور/جوکر بهدنبال چه چیزی است؟ مگر نه اینکه وکیلش را اخراج کرد تا دل هارلی را بدست آورد؟ حالا که هارلی را بهدست آورده، چرا جوکر را نمیخواهد؟ چرا تصمیم میگیرد هم آزادیاش و هم عشقش را از دست بدهد؟ آرتور در شرایط شکنندهای بود و هارلی به او پناه داده بود، حالا چرا باید همه چیز را رها کند و خود واقعیاش را در دادگاه گاتهام نمایان کند؟ پس از این اتفاق، هارلی آرتور را ترک میکند چراکه تنها جنون و آشوب را میخواهد. وقتی حکم آرتور در دادگاه خوانده میشود، خندههای هیستریک به سراغ او میآید، در حالی که همچنان بخشی از نقاب جوکر را به صورت دارد. او میخندد، پس یعنی هنوز بیمار است. این تغییر رفتار آرتور در دادگاه یکی از مشکلات اصلی فیلم جوکر 2 است.
مخاطب که هنوز در شوک این رفتار است، ناگهان شاهد انفجار دادگاه توسط طرفداران جوکر میشود. تماشاگر جان میگیرد و فکر میکند که نقطهعطف فیلم جوکر 2 در حال شکل گرفتن است. آرتور فرار میکند و مخاطب امیدوار است که جوکر هویت واقعی خود را نشان دهد. اما هنگامی که آرتور در هرجومرج دادگاه قدم میگذارد، فیلم جوکر 2 رنگ و بویی از قسمت اول خود میگیرد و تماشاگر احساس آزادی میکند، اما بلافاصله همه اینها رنگ میبازد. جوکر بهجای اینکه ارتباطی با مخاطب برقرار کند، توجه هارلی را جلب میکند، اما هارلی جوکر را نمیپذیرد. پلیس وارد میشود و رویای جوکر از شورش و اعتراض نابود میشود.
مرگ جوکر در فیلم جوکر 2، حتی اگر واقعاً مرده باشد، تاثیری عمیق بر مخاطب ندارد. مرگ یک ضدقهرمان که در برابر قدرتهای فاسد ایستاده است، باید تاثیرگذار باشد، اما در اینجا هیچ احساسی در مخاطب ایجاد نمیکند. اگر این مرگ در قسمت اول رخ میداد، تماشاگران از آن شوکه میشدند. اما در فیلم جوکر 2، مرگ جوکر حماسی و قهرمانانه نیست. در قسمت اول، جوکر از میان درد و رنج برآمد و مسیری از اعتراض ساخت، که باعث میشد مخاطب با او همراه شود و فکر کند جامعه به چنین شخصیتی نیاز دارد. حالا اما جوکر بدون هیچ فلسفه و جهانبینی خاصی به ذلت میرسد. او در تلاش است تا توجه هارلی را جلب کند، چیزی که همیشه به دنبال آن بوده است. جوکر به محبتی که هیچگاه در زندگیاش تجربه نکرده، رسید، اما باز هم این روند در فیلم جوکر 2 به درستی شکل نمیگیرد. جوکر به راحتی از شخصیت خود دست میکشد و هارلی را از دست میدهد، و این یکی از نقاط ضعف عمده فیلم جوکر 2 است.

یکی از مهمترین دلایلی که باعث شد فیلم جوکر در جهان مخاطب موفقیت زیادی کسب کند، ارتباط ویژهای بود که این فیلم با تماشاگران برقرار میکرد. مخاطبان، در شرایطی مشابه به آرتور در فیلم جوکر ، در یک دنیای پادآرمانهشهر زندگی میکردند؛ دنیایی که در آن حس قربانی بودن، رنج و فشارهای اجتماعی حکمفرما بود. این شرایط سبب میشد تا مخاطب بتواند با شخصیت جوکر همذاتپنداری کند، چراکه جوکر برای خیلیها به نماد فردی تبدیل شده بود که در مواجهه با نابرابریها و فشارهای اجتماعی، بالاخره واکنش نشان داده و خودش را از این محدودیتها رها میکرد. از این رو میتوان گفت که قسمت اول فیلم جوکر اساساً به دلیل همذاتپنداری با مخاطب به موفقیت رسید. در واقع، جوکر به شخصیتی تبدیل شده بود که بازتابی از دردها و مشکلات مردم به شمار میآمد.
اگر به جای جوکر، شخصیتهای دیگری در این فیلم حضور داشتند که دور از واقعیتهای جامعه بودند یا نمایندهای از طبقههای دیگر میشدند، احتمالاً فیلم دیگر به این شدت با استقبال مردم روبهرو نمیشد. اما آرتور فلیک، شخصیت اصلی فیلم، همان مردی بود که بسیاری از تماشاگران میتوانستند در زندگی روزمره خود او را در خیابانها یا محیطهای مشابه ببینند. جوکر در این فیلم همان فرد شکستخوردهای بود که در دنیای سرد و بیرحم امروزی، در جستجوی یک موقعیت جدید برای ظهور است. به همین دلیل است که فیلم جوکر 2 نتوانست همانند فیلم اول به فروش و محبوبیت عظیمی دست یابد. در حقیقت، جوکر در این نسخه دیگر آن شخصیت فعال و شورشی که مردم را به سمت خود میکشاند، نبود.
تاد فیلیپس در قسمت قبلی فیلم جوکر 2 در خلق شخصیت جوکر یک تحول بزرگ ایجاد کرده بود. او جوکر را به شخصیتی منحصر به فرد تبدیل کرد که نه تنها در دنیای سینما بلکه در کل فرهنگ عمومی جایگاهی خاص پیدا کرد. جوکر آنجا یک قهرمان ضدقهرمان بود که درک پیچیدهای از جهان پیرامونش داشت. او نه شبیه بتمن متمول بود، نه مانند مرد عنکبوتی قدرتهای خاص داشت، و نه مانند سوپرمن از سیارهای دیگر آمده بود. تاد فیلیپس با ایجاد این شخصیت، معادلات مرسوم سینما را به هم ریخت. او جوکر را به شکلی نمایش داد که شبیه هر شخصیت دیگری نبود و در عین حال جذابیت خاصی داشت. جوکر در این فیلم به عنوان یک فرد عادی با مشکلات روانی و اجتماعی به مقابله با نظامهای حاکم و سلبریتیها برمیخاست و در نهایت تبدیل به نمادی از شورش در برابر نابرابریها میشد. این جوکر نه تنها یک شخصیت شرور بود بلکه نماد انسانیت بود که با تمام ضعفهای خود به مقابله با سیستمهای فاسد میپرداخت.
اما در فیلم جوکر 2، دیگر آن جوکر پرجوش و خروش، که مخاطب میتوانست با او همذاتپنداری کند، وجود نداشت. این نسخه از جوکر نه آن شورشگر عمیق و پیچیده بود و نه آن ضدقهرمان منحصر به فرد که در نهایت تبدیل به نمادی برای مردمی شده بود که به دنبال تغییر و عدالت بودند. در حقیقت، در فیلم جوکر 2 جوکر دیگر هیچگونه ابعاد اجتماعی یا فکری خاصی نداشت که بتواند با طبقات فرودست جامعه همذاتپنداری کند. این جوکر در واقع نسخهای بیروح و کمجاذبه از شخصیت اول فیلم قبلی بود.
شکست فیلم جوکر 2 میتواند از دو عامل اصلی نشأت بگیرد. اولین عامل ایرادات جدی در فیلمنامه است که در تحلیلهای قبلی نیز به آنها اشاره شد. مشکلاتی در ساختار داستان، شخصیتپردازی و چگونگی پیشبرد روایت باعث شد که این فیلم نتواند به اندازه نسخهی پیشین جذابیت داشته باشد. دومین عامل شکست فیلم جوکر 2 به شخصیتپردازی جوکر برمیگردد. جوکر در این فیلم دیگر آن نمایندهی طبقهی متوسط آسیبدیده نیست که مخاطب بتواند با او ارتباط برقرار کند. در فیلم قبلی، جوکر به نوعی احساسات عمومی طبقهی فرودست را نمایندگی میکرد و تبدیل به نماد یک اعتراض اجتماعی شده بود. اما در این فیلم، جوکر تغییرات زیادی را تجربه کرده بود که در نهایت او را از موقعیت قبلیاش دور کرد. او دیگر آن قهرمان ناراضی و ناتوان از جامعه نبود که مخاطب میتوانست با او همدردی کند. در فیلم جوکر 2، جوکر تبدیل به فردی منفعل و سردرگم شد که دیگر هیچگونه دلیلی برای شورش یا اعتراض نداشت.
در نهایت، تاد فیلیپس با خلق این جوکر بیروح و کمعمق، نتوانست به موفقیت فیلم اول دست یابد. با این حال، در این بین تنها کسی که توانست درخشش خود را حفظ کند، واکین فینیکس بود. او با بازی خود در نقش آرتور فلیک/جوکر، نشان داد که چقدر توانایی در تجسم این شخصیت پیچیده و دچار بحران را دارد. توانایی او در انتقال احساسات درونی و پیچیدگیهای روانی جوکر به نمایش گذاشته شد، اما این ویژگیها نتواستند داستان را به جایی برسانند که مخاطب بتواند به راحتی با آن ارتباط برقرار کند و از آن لذت ببرد. بنابراین، علیرغم بازی برجستهی فینیکس، فیلم جوکر 2 نتواست به همان موفقیت و تاثیرگذاری نسخهی اول خود دست یابد.
منبع : فارس کیدذ