نقد و بررسی قسمت سوم سریال قورباغه؛ شاعری بدون قلب
در ادامهی قسمت قبل که با پاسخهای تازهای برای قسمت پایلوت سریال قورباغه مواجه شدیم در قسمت سوم دوباره به همراهی با رامین بازمیگردیم که هفت ماه پس از ماجرا هنوز دست به اقدام مهمی در رابطه با نوری و دار و دستهاش نزده است.
قسمت مهمی که کمی حکم “فیلر” و پرکننده را دارد ما را با برادر یکی از دو دوست رامین آشنا میکند که اهمیتی برای جان برادر از دست رفتهاش قائل نیست و فقط به دنبال تصفیه حساب با رامین برای رفع نئشگیاش میگردد.
تا همینجای کار مقدار زیادی از جواب سوالهای مطرح شده از قسمت یک را میگیریم و با بازگشت به ویلای نوری در لواسان هم کمی از پرسونای مرموزش برای تماشاگر نیز ریخته میشود.

در این قسمت همچنان قدمی برای شکل گیری منطق روایی درست ایجاد نمیشود اما با اینحال همراه شدن با رامین برای بازگشت به محل حادثه و سپس باز شدن زوایای دیگری از شخصیت رامین غنای مهمی به این اپیزود بخشیده است.
رامین شخصیت نیمچه لات و بزدلی است که انگار به حالت هایزنبرگ گونهای عقلش بیشتر از بقیه کار میکند و بعد از اتفاقی که با دو دوست دیگرش رخ داد دگرگونی جدیدی برایش بوجود آمده است.
انگار گلولهای که به سرش عصابت کرد بخشی از هوشیاری رامین را برای بعد جدیدی از شخصیت تاریکی به دنیای داستان وارد کرده است. «آقا اینو یادتونه؟ دوبار مرده اومده میگه من قلب ندارم. باورتون میشه؟» دیالوگِ گل درشتی از نوچههای نوری که به صورتی استعاری و خوشایند، سایهی شخصیت پردازی رامین را کشدار میکند و پرسونای جدیدی برای او میسازد: شاعری بدون قلب، بزدلی باهوش و قاتلی بی رحم.
تا همینجای کار سیدی در خلق قهرمانی خاکستری به خوبی عمل کرده است اما از طرف دیگر همچنان بی دقتی در جزئیات کوچک باعث میشود تا سیر داستان برای تفکر دوباره راجع به آن آنچنان مستحکم بنظر نرسد.
مثلا داستانی که رامین ادعا میکند بارهای برای پلیس گفته است و پلیس هم حرفش را به راحتی باور میکند در کنار ادعای شخصیتهای دیگر راجع به بلد نبودن رانندگی دوست رامین که برایش پاپوش دوخته است همچنان سست و برای گذار از موقعیت سرهم بندی شده است.
در کنار این مسئله فرم چندگانهی سریال قورباغه و همچنان جای پا ننهادن در یک فرم قالب باعث شده است که اپیزودهای سریال قورباغه چندپاره بنظر برسند و تعلق خاطری به یک اثر مستقل نداشته باشند.
هرچند که هنوز برای ابراز چنین حسی زود بنظر میرسد اما به زعم نگارنده شکل گیری فرم در روایت و اجزای بصری اساسا به زمان زیادی نیاز ندارد. حتی ده دقیقهی ابتدایی سریال قورباغه قادر به بیان این مسئله خواهد بود که چه میزان فرم پردازی در دست کارگردان بوده است و چه میزان به شانس و کلاژ محول شده است.
سریال قورباغه درست مثل تیتراژ ابتداییش هیجان انگیز، زیبا و در ظاهر منسجم مینمایاند که بعد از چند بار دیده شدن خودش را لو میدهد. زیبایی کلاژ شدهای که بیربط است و در خدمت روایت و فرم اثر کار نمیکند، هرچقدر هم هیجان انگیز و نفس گیر باشد باز هم خودش را لو خواهد داد.
برای خرید قانونی و دانلود حلال قسمت سوم سریال قورباغه اینجا کلیک کنید