بازی هایی که طولانی ترین بخش داستانی را دارند
با توجه به این که به فصل سرما نزدیک میشویم ، بنظر میرسد قرنطینه خانگی همچنان ادامه دارد ، در این مطلب سعی داریم بازی هایی را معرفی کنیم که با مدت زمان طولانی گیم پلی خود میتوانند حسابی ما را در دنیای خود غرق و سرگرممان کنند .
در این مطلب فقط مدت زمان اتمام بخش داستانی یا تکنفره بازیها را مرور میکنیم ، صد درصد کردن هر کدام از عناوین پیش رو ممکن است خیلی بیشتر از این ها ، زمان بر باشد .

Assassin’s Creed Odyssey
- استودیو سازنده: یوبیسافت کبک، یوبیسافت سنگاپور و یوبیسافت مونترئال
- ناشر: یوبیسافت
- پلتفرم مقصد: ایکسباکس وان، پلیاستیشن 4، پی سی و گوگل استیدیا
- میانگین امتیاز در متاکریتیک: 83 | میانگین امتیاز در اوپن کریتیک: 84
یوبیسافت با بازی Assassin’s Creed: Origins یکسری تغییرات کلی را در سری بازیهای اسسینزکرید ایجاد و اسکلتبندی طراحی مراحل این بازی را از نو پایهریزی کرد. پس از عرضهی اسسینز کرید اوریجینز، یوبسافت همان روش از طراحی مراحل را ادامه داد و با رفع کردن ایرادات آن، به آفرینش Assassin’s Creed Odyssey رسید. این قسمت از سری مورد بحثمان، همانقدر که در زمینهی گیمپلی کمایراد و سرگرمکننده ظاهر شد، توانست در زمینههای داستانی هم قدرتمند ظاهر شود و پس از چند سال، یک داستان شدیدا درگیرکننده را از فرقهی قاتلان محبوبمان تعریف کند. بازی حالا با عناصر نقشآفرینی، گیمپلی درگیرکننده و نقشهی وسیع خود، صدها ساعت سرگرمی را برای گیمرها ترتیب داده است. تا به امروز، محتویات جانبی و داستانمحور بسیار زیادی برای بازی عرضه شده و اگر همین حالا تجربهی بازی را شروع کنید، احتمالا تا پایان قرنطینهی خانگی و حتی پس از آن هم درگیرش خواهید بود!

Death Stranding
- استودیو سازنده: کوجیما پروداکشنز
- ناشر: سونی – ۵۰۵ استودیوز (نسخه پی سی)
- پلتفرم هدف: پلیاستیشن 4 – پی سی (عرضه در تابستان)
- میانگین امتیاز در متاکریتیک: 82 | میانگین امتیاز در اوپنکریتیک: 82
همه چیز دربارهی Death Stranding عجیب، غریب و درگیرکننده است. از روند ساخت، معرفی و مارکتینگ بازی گرفته تا گیمپلی خود بازی، مواردی نبودند که طی چندین و چند سال اخیر مشابه آنها را دیده باشیم و احتمالا، تا چند سال اثری مثل آن را نخواهیم دید. بازی Death Stranding، جدیدترین ساختهی هیدئو کوجیما، ققنوس خفتهای بود که از خاکسترهای رابطهی عجیب کونامی با بازیساز ژاپنی و لغو تولید بازی P.T به پرواز درآمد. هیدئو کوجیما همیشه با ساختههای جنگیاش یعنی سری بازیهای Metal Gear ضمن ارائهی داستانهایی جدی با مضامین سیاسی، فلسفی، جنگی و اجتماعی، پیامهایی کاملا انسانی و ضد جنگ را به مخاطب خود انتقال میداد، تصمیم گرفت این پیامها که در ژرفای داستانهای چندلایهی بازیهایش پنهان بودند را به محوریت داستان Death Stranding تبدیل کند.
دم جهان به یکدیگر شد؛ مردمی که تحت تاثیر یک انفجار بزرگ، خودشان را در خانههای زیرزمینی خود پنهان کردهاند تا مبادا با دنیای خارج از خانه، تماس داشته باشند و به بیماریهای جهان پساآخرالزمانی بازی مبتلا شوند. احتمالا شما هم مشغول کنار هم گذاشتن جهان این بازی با دنیایی که این روزها دچار ویروس کرونا شده است، هستید. کوجیما که پیشتر با ساخت متال گیر سالید ۲ سلطهی شبکههای اجتماعی روی زندگی انسان را پیشبینی کرده بود، حالا هم با دث استرندینگ، بهنوعی دنیای حال حاضر و کرونازدهی امروز را چندین ماه پیش در مدیوم گیم ترسیم کرد و باری دیگر به آفرینش یک اثر پست مدرن دست زد. دث استرندینگ یک دنیای واقعا بزرگ دارد که در آن، وظیفهی شما انتقال محمولههای حیاتی مردم است.
شما بهنوعی، نقش یک پستچی را دارید که باید بار افراد را به مقصدهایشان برساند و همزمان، شبکهی جهانی اینترنتمانند بازی را هم درست کند تا مردم بتوانند با یکدیگر دوباره ارتباط بگیرند. نکتهی مهم گیمپلی بازی، تنوع بالای آن است. بهلطف عناصر پویای بازی، هر سفر شما، با تمامی سختیها، مبارزهها، فرار از هیولاها، نبرد با موانع طبیعی و موارد دیگر، به یک تجربهی کاملا تازه تبدیل میشود و تعداد بسیار بسیار بالای مأموریتهای جانبی بازی، کاری میکنند که بیش از ۱۰۰ و خردی ساعت مشغول بازی شوید و قرنطینهی خانگی را از یاد ببرید.

Dark Souls Trilogy
- استودیو سازنده: فرام سافتور
- ناشر: بندای نامکو
- پلتفرم مقصد: ایکسباکس وان، پلیاستیشن 4، پی سی، ایکسباکس 360، پلیاستیشن 3
- میانگین امتیاز سه قسمت در متاکریتیک: 90 + | میانگین امتیاز سه قسمت در اوپن کریتیک: 88 +
سهگانهی دارک سولز در سال ۲۰۱۱ متولد شد و قسمت سوم از این سری بازی در سال ۲۰۱۶ میلادی در دسترس گیمرها قرار گرفت. این بازیها با قرار دادن گیمرها در یک دنیای فانتزی بهشدت تاریک و سنگین، آنها را وارد یک ماجراجویی حماسی تمامعیار میکند. ماجرایی که با قرار دادن موانع مختلف و دیوانهوار بر سر راه گیمر، صبر، استقامت و مهارت او را تا سر حد مرگ مورد آزمایش قرار میدهد و با هر اشتباه، او را به شکلی سختگیرانه مجازات میکند. گذر از این سختیها اما با پاداشهایی بینظیر و شدیدا لذیذ همراه است؛ پاداشهایی که حس شیرین بهدست آوردنشان، تا سالیان سال حلاوت خود را از دست نمیدهد و از دلایلی هستند که این سری توانسته خودش را به یکی از سهگانههای جاودان صنعت بازی تبدیل کند. اگر اهل تجربهی بازیهای سخت هستید و به ماجراهای فانتزی تاریک علاقه دارید، تجربهی این بازیها را از دست ندهید. دو قسمت اول این سری برای پلتفرمهای نسل هفت هم منتشر شدند و قسمت پایانی، راهی پلتفرمهای نسل هشتم شد. البته که تمامی این بازیهای برای سیستمهای نسل هشت ریمستر شدهاند و احتمالا تا به امروز آنها را تجربه کردهاید اما، اگر دلتان دوباره برای بازگشت به سرزمین لردران تنگ شده یا اینکه هنوز واردش نشدهاید، این روزها بهترین فرصت هستند.

- استودیو سازنده: استودیو آرکین
- ناشر: شرکت بتسدا
- پلتفرم مقصد: ایکسباکس وان، پلیاستیشن 4، پی سی، ایکسباکس 360، پلیاستیشن 3
- میانگین امتیاز دو قسمت در متاکریتیک: 88 + | میانگین امتیاز دو قسمت در اوپن کریتیک: 86 +
بازی در دنیایی طاعونزده و تاریک جریان داشت. تجربهی کار روی جلوههای هنری بازیهای بایوشاک و هفلایف، به اعضای استودیوی آرکین اجازهی خلق یک اتمسفر گیرا، سنگین و خاص از زیرژانر بصری استیمپانک را داده بود و داستان مردی را روایت میکرد که برای اثبات بیگناهی خود، باید یک مسیر سخت و خونین را طی میکرد. کنار داستان و جلوههای گرافیکی بازی، این گیمپلی اثر بود که خودنمایی میکرد. در هر دو قسمت سری بازیهای دیسآنرد با یک گیمپلی مخفیکاری و تکنیکی عمیق و چندلایه طرف بودیم. تک تک مراحل بازی به قدری عالی و فکرشده طراحی شده بودند که گیمرها برای عبور از هرکدام، میتوانستند راههای بیشماری را امتحان کنند و ساعتها مشغولش میشدند.
بازی، مکانیکها و تواناییهای بسیار زیادی را در اختیار گیمر قرار میداد و حالا تصمیم اینکه از تمامی این مهارتها چطور و در چه موقعیتی باید استفاده میشد، همه بر عهدهی گیمر بود؛ گیمری که میتواند هردو قسمت این بازی را حتی بدون کشتن یک نگهبان یا بدون شلیک حتی یک گلوله به پایان برساند! اگر دنبال یک بازی مخفیکاری جذاب و عمیق هستید که سر فرصت تمامی مراحلش را به تمیزترین شکل ممکن از پیشرو بردارید، Dishonored همان بازیای است که دنبالش میگشتید و حالا، بهترین فرصت برای تجربهی آن است.

Red Dead Redemption 2
- استودیو سازنده: راکاستار گیمز، راکاستار نورث
- ناشر: راکاستار گیمز
- پلتفرم مقصد: پلیاستیشن 4، ایکسباکس وان، پی سی
- میانگین امتیاز در متاکریتیک: 97 + | میانگین امتیاز در اوپن کریتیک: 96 +
بازی Red Dead Redemption 2 روایتگر داستانی است که به وقایع Red Dead Redemption 1 منجر میشود. داچ وندرلیند که در قسمت اول از این سری بازی رسما به یک قاتل تمامعیار تبدیل شده بود، در این بازی یک رهبر دلسوز است که برای خانواده و گروهش، هر کاری میکند اما دست سرنوشت، او را تا ژرفای باتلاق تباهی پایین میکشد. بازیکنان اما کنترل آرتور مورگان را در دست دارند. مردی که در پس چهرهی خسته و رنجورش، قلبی از جنس طلا جاخوش کرده است. آرتور، جان مارستون، داچوندرلیند و سایر اعضای گروه با خانوادههایشان، پس از یک سرقت ناموفق در شهر Blackwater که به فرار آنها منجر شد، حالا باید جایی را پیدا کنند تا آنها را برای مدتی، از دست ماموران فدرال مخفی کند. آمریکا حالا دارد به کشور آدمهای کتشلوار بهتن تبدیل میشود و دیگر جایی برای هفتتیرکشها نیست. اینجا است که باید انتخاب کرد. یا هفتتیرکش میمانی و با طبیعتی که دنبال حذف کردن تو است مقابله میکنی، یا تسلیم دولت و این دنیای جدید میشوی. انتخابی که آرتور را در طول داستان، بارها و بارها به چالش میکشد که نتیجهی این کشمکشهای درونی کاراکتر، خلقت یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای صنعت بازی است. داستان بازی بهاندازهای قوی است که میتوان چندین هزار کلمه برایش مقاله نوشت و ساعتها از لحظات بهیادماندنیاش گفت. گیمپلی هم مثل داستان، درخشان است و گیمرها را تحت تاثیر قرار میدهد. تلاشهای چندین و چند صد ساعتهی اعضای راکاستار برای خلق مکانیکهای گیمپلی بازی، به یکی از واقعگراترین تجربهها در صنعت بازی تبدیل شده است.
وسواس در طراحی انیمیشنها، دیالوگهای بینهایت زیاد NPCها و موارد اینچنینی که شاید در دیگر بازیها اهمیتی نداشته باشند، در این بازی به وضوح دیده میشود و یک فضای کاملا رئال را خلق کرده است. فضایی که کنار سیستمهایی مثل تیراندازی، اسبسواری، کاوش در محیط و بیشتر، تجربهی بازی را کاملا خاص میکند. تمرکز بازی روی ارائهی یک تجربهی شدیدا واقعی، باعث شده که سرعت بازی نسبت به دیگر آثار صنعت گیم، پایینتر باشد و همین مورد، کاری میکند که گیمر سر فرصت و با حوصله به تجربهی بازی بپردازد و دقیقا به همین دلیل است که دوران قرنطینهی خانگی، بهترین زمان ممکن برای دل سپردن به ماجرای آرتور و رد دد ۲ است. رد دد ردمپشن ۲ را بازی کنید. این دستپخت جدید راکاستار بهاندازهای خوشمزه و لذیذ است که قول میدهم آن را هرگز فراموش نخواهید کرد.

The Witcher 3: Wild Hunt Game of the Year Edition
- استودیو سازنده: سیدی پراجکت رد
- ناشر: سیدی پراجکت رد
- پلتفرم مقصد: پلیاستیشن 4، ایکسباکس وان، پی سی، نینتندو سوییچ
- میانگین امتیاز در متاکریتیک: 93 + | میانگین امتیاز در اوپن کریتیک: 92 +
یک داستان بهشدت عمیق و چندلایه که با مبارزات و سیستم شمشیرزنی بتمن آرکامگونه تلفیق شده بود و المانهای نقشآفرینی، تمامی عناصرش را تحت تاثیر قرار میدادند. یک بازی که دارندگان پی سی به داشتنش افتخار میکردند چرا که بازی در سال اولیهی انتشار، در انحصار پی سی بود و سپس راهی ایکسباکس 360 شد. انتشار یک پوستر از ویچر 3، یک تیزر ۵۰ ثانیهای از آن و تایید شدنش برای پلتفرمهای نسل ۸، چیزی بود که طرفداران این سری و آثار نقشآفرینی را به خیالپردازی وادار کرد. آن زمان که RPGبازها در دنیای پهناور اسکایریم زندگی میکردند و از تجربهی عمیق و پرانرژی ویچر ۲ به وجد آمده بودند، با توضیحات سازندگان مبنی بر یک نقشهی درندشت در ویچر ۳ و سیستم مبارزات و نقشآفرینی بهبودیافته و پیشرفتهای گرافیکی نسل هشتمی، به سقف اتاقشان میچسبیدند. این شد که ویچر ۳ به یکی از موردانتظارترین بازیهای نسل هشت تبدیل شد. تیم سیدی پراجکت به وضوح، وقت و انرژی فراوانی را برای پروژهی ویچر ۳ خرج کرد که نتیجهی آن، یک شاهکار فراموش نشدنی بود. بازی The Witcher 3: Wild Hunt در سال ۲۰۱۵ میلادی در دسترس دارندگان پلیاستیشن 4، ایکسباکس وان و پی سی قرار گرفت و عملکردی شگفتانگیز را از خودش بهجای گذاشت. ویچر ۳ ضمن اینکه توانست بهترین بازی سال ۲۰۱۵ بشود، توانست جوایز فراوانی را ببرد، شهرت رمانهای ویچر را بهشکلی عجیب بالا ببرد و این سری بازی را به مخاطبان بسیار زیادی معرفی کند. داستان ویچر ۳ بعد از حوادث ویچر ۲ رخ میدهد. گرالت حالا خاطرات ینیفر، معشوقهاش، را به یاد آورده و بهدنبال پیدا کردن او است.

Yakuza 0
- استودیو سازنده: سگا
- ناشر: سگا
- پلتفرم مقصد: پلیاستیشن 3، پلیاستیشن 4، پی سی، ایکسباکس وان
- میانگین امتیاز در متاکریتیک: 85 + | میانگین امتیاز در اوپن کریتیک: 86 +
شرکت سگا با این بازی و با قرار دادن گیمر در نقش یکی از اعضای یاکوزا، آنها را به دنیای این دسته از گنگسترهای ژاپنی میبرد؛ جایی که تیغهای تیز کاتانا و کتشلوارهای سفید آغشته به خون، فرمانروایان کوچه و خیابانهای توکیو هستند. در این سری بازیها، گیمر در نقش شخصی با نام کازوما کریو ( Kazuma Kiryu) قرار میگیرد که یکی از اعضای خانوادهی یاکوزا است.
کازوما اما قلبی پاک و وارسته دارد و کاراکتری نوعدوست است؛ ازاینرو، طی بازیهای یاکوزا شاهد تلاشهای کازوما برای تشکیل یک زندگی آرام و بهدور از کشتار تاثیرگرفته از جریانات یاکوزا هستیم؛ البته که در مجموعهی یاکوزا علاوهبر کازوما، کنترل کاراکترهای مختلفی بر عهدهی بازیکن قرار میگیرد. بازی Yakuza 0 در سالهای ۱۹۸۸ و ۱۹۸۹ جریان دارد و به روایت پیشزمینهی داستانی کازوما میپردازد. تا امروز حدود ۷ نسخهی اصلی و تقریبا ۱۰ نسخهی فرعی از این بازیها منتشر شده است که نشانگر پیکرهی استوار و محکم بازی از نظر داستانگویی است؛ در نتیجه هنگام مواجهه با این آثار، هرگز نباید از روایت داستان نگرانی داشته باشیم. بازی Yakuza 0 همچون سایر بازیهای این سری، در شهر کاموروچو و اوساکا جریان دارد. شهر کاموروچو یک منطقهی خیالی است که با الگوبرداری از محلهی کابوکیچو (Kabukichō) توکیو شکل گرفته و لوکیشن اصلی بازیهای یاکوزا است؛ البته که در برخی از قسمتهای این سری، شاهد جریان یافتن داستان در شهرهایی همچون اوکیناوا و هیروشیما هستیم. گیمپلی سری بازیهای یاکوزا در ژانر جهانباز و اکشن به گیمر ارائه میشود.
بازیکنان آزاد هستند تا آزادانه به تمامی مناطق شهر سر بزنند، مأموریتهای مختلف را انجام بدهند و سرگرم شوند. از آنجایی که هر قسمت از سری بازیهای یاکوزا تجربهای طولانی و بهشدت سرگرمکننده را در اختیار گیمر قرار میدهد، در صورتی که به موضوع داستان و حالوهوای این بازیها علاقه دارید، فرصت پیش آمده در روزهای قرنطینه بهترین زمان ممکن برای زندگی در جهان خونین مجموعهی یاکوزا است.