ترانه آهنگ من را بگیر از من از سالار دارابی
ای آشنا با من در غربیتم بی تو
لبریزم از عشقت کم طاقتم بی تو
من آتشم اما رو سوی خاموشی
بازآ که خواهد برد ما را فراموشی
ایکاش راهی میشدی ایکاش برگردی به من
ایکاش مگردانی ز دل رویی که آوردی به من
با توام ای که خود خواسته ای با تو باشد دل و جان من
با توام که بی تو توانم نیست درد من تویی درمانمن
من را بگیر از من گیرم در آن دامن
روحمرا با خود بیرون ببر از تن
من آتشم اما رو سوی خاموشی
بازآ که خواهد برد ما را فراموشی