بابا ۱۹سال گذشت ها
همون پسر ۲ساله تنهام
همونم که به یاد پدر
بند نیومد یه لحضه اشکام
غم غصه رو کم ندیدم
درد نبودشو من کشیدم
پس اگه داره میگه حرفی
دلسوزته دیگه نیاد شکی
ببین آرزوم بود ببینمش
دم در مدرسه بگیرمش
توبغلم بگم دلم تنگت شده
بگه منم همین طور پسرم
ولی حیف کجاس اون حس
کجاس اون پدر
خم و له غرق تو سختی
تف تو تقدیر
بردی دار و ندارم
سیاهه روزگارم
منم و تلخی کارم
هنو عکساته کنارم
بودی الماس توی شب هام
رفتی من شدم تنها
فریادم شدش تکرار
دردام شد بسیار
رفتی خیس شد چشمام
ولی هنوزم سرپام
هنو عکساته کنارم بابا
Δ