ترانه آهنگ ماجرای تلخ از میلاد روشن
تو قصه ویرونی یک مرد
تو قصه تنها شدن بودی
هرکی کنارم هست میدونه
تو ماجرای تلخ من بودی
اندازه میگیرم نبودت رو
هرثانیه اندازه مرگه
من یه درختم آخر پاییز
وقتش شده این اخرین برگه
بی تو سرانجام بدی دارم
تاوان خوبیهامو بد دادم
پرواز نه من یه پرندم که
بی تو فقط از شاخه افتادم
این زندگی یه مرگه ارومه
قلبم بدون تو ترک خورده
من یه ستارم که تو میبینیش
اما نمیدونی نمیدونی نمیدونی کی مرده
بارون اگه میخوای چشمامو
هرجا که میتونی تصور کن
هرجا اگه خواستی که من باشم
به این که دلتنگی تظاهر کن
من عاشقم این کافیه تا درد
توو هرنفس همراه من باشه
نیستی همین کافیه تا آدم
اندازه یه شهر تنها شه
بی تو سرانجام بدی دارم
تاوان خوبیهامو بد دادم
پرواز نه من یه پرندم که
بی تو فقط از شاخه افتادم
این زندگی یه مرگه ارومه
قلبم بدون تو ترک خورده
من یه ستارم که تو میبینیش
اما نمیدونی نمیدونی نمیدونی کی مرده