تا منو با اسم کوچیک
توی جمعیت صدا کرد
میون مردم این شهر
یه الم شنگه به پا کرد
واسه ی داشتن من بود
که همش یه دندگی کرد
اون خلاف حرف مردم
منو خواستو زندگی کرد
" اونکه مشهوره به حرفاش
خیلی معروفه به چشماش
وای از اون عطرای تندش
اخ که لبخند ژکوندش
منو آروم نمیزاره
منو آروم نمیزاره "
من خودم قد یه لشکر
سخت طرفدار نگاشم
اخ که دیوونه ی اینم
توی هر لحظه باهاشم
من به قربون این احساس
که برام مثل نفس شد
گرمیه عشق خودش بود
که توی آغوشم حبس شد
"اونکه مشهوره به حرفاش
Δ