آه … دل مني …چرا شكستي
بگو چرا چشاتو بستي
از عشق سادمون هنوزم
ميخونه آسياب دستي
عشق داره وداعي عاشقونه
يه كوچه ي پر از نشونه
چه سخته اون نگاه اخر
توو سوسوي چراغ خونه
غريبي اينجاس
كه مردي تنهاس
توي نگاه عاشقش
كه جاي زهراس
حالا نشسته …. دري شكسته
كه پشت اون يه رد خون
يه كوچه پيداس
Δ