نقد فیلم Top Gun: Maverick 2
فیلم سینمایی «تاپگان ماوریک 2» (Top Gun: Maverick 2) تازه ترین اثر جوزف کوزینسکی است که بر پایه داستانی از پیتر کریگ و جاستین مارک به تصویر کشیده شده است. این فیلم که داستانش درست بعد از جریانات فیلم قبلی رخ میدهد؛ از نقطهای آغاز میشود که ماوریک اکنون یک خلبان آزمایشی نیروی دریایی ایالات متحده است و در اواخر دهه 50 زندگی خود به سر میبرد و البته هنوز هم میداند چگونه از مافوق خود سرپیچی کند، همانطور که در سکانس آغازین و هیجانانگیز فیلم میبینیم که چگونه یک هواپیمای جدید را فراتر از محدودیتهایش به حرکت در میآورد. و اما در این میان پس از شکست در یک پروژه، تا حدی به عنوان تنبیه، به او دستور داده میشود که به مدرسهی آموزش خلبانی نخبگان بازگردد و بهترین و باهوشترین آنها را برای یک ماموریت جدید، سخت، خطرناک و غیرممکن آماده سازد و پس از این اتفاق، جریانات دیگری رخ میدهد و حال باید با گذشتهی خود مواجه شود.

متن که طبق الگوی اروس حرکت میکند؛ طبیعتاً مطابق با ذائقهی مخاطب هالیوودپسند است. داستان آماده ساختن گروهی دوازده نفره برای انجام ماموریتی پرخطر و البته تمرینهای سخت و طاقتفرسا برای رسیدن به هدف. کوزینسکی اینگونه کاراکترهایش را برای رسیدن به موفقیت و در طول زمان آمادهسازی برای عملیات، معرفی میکند، روابط میان آنها را جلو میبرد و مخاطب را تا انتها همراه میسازد.
فیالواقع کوزیسنکی به دقت روی کاراکترها و روابط میان آنها کار انجام میدهد علیالخصوص ارتباط میان ماوریک و روستر که در اصل نیروی اصلی درام هستند و اگر مخاطب نسخهی پیشین را مدنظر داشته باشد؛ تنشها، کشمکشها و ارتباطات شکل گرفته را دقیقتر متوجه میشود. اما در نهایت که کوزیسنکی به دقت تلاش کرده تا آنقدرها درگیر فیلم قبلی نباشد و اثر مستقلی را تولید کند.

اگرچه فیلم (Top Gun: Maverick 2) در پس زمینهای از درگیری ابرقدرتها شروع شد، زمانی که در دنیای واقعی حضور دشمن همیشگی (اتحاد جماهیر شوروی) و احتمال مرگبار آخرالزمان هستهای وجود داشت؛ اما این بار، یک درگیری واقعی با مهمات زنده و یک دشمن ناشناس وجود دارد، موجودی ناشناخته که هواپیماهای فوق پیشرفتهای را در اختیار دارد و در حال ساختن یک مرکز تسلیحات غیرمجاز در منطقهای کوهستانی است و همین ناشناخته بودن، تا حدودی مخاطب را درگیر میکند و هراس را به او تزریق میکند چرا که نمیداند دقیقا قرار است با چه کسی یا چه چیزی مواجه شود؟ چین؟ طالبان؟ نتفلیکس؟ کووید و…
در تازهترین ساختهی کوزیسنسکی، سکانسهای اکشن، علیالخصوص سکانسهای هوایی پرتنش و هیجانانگیز هستند و به مخاطب یادآوری میکنند که پرواز تقریباً از ابتدا یکی از هیجانهای بزرگ و مهم سینما بوده است که مخاطب را خیره میسازد. اما این نکته از قلم نیفتد که علیرغم جریانهای متقاطع احساسی و خطرات فیزیکی که ماوریک را تحتتأثیر قرار میدهد؛ حرفهاش، زندگی عاشقانهاش و وظیفهاش در قبال خاطره دوست مردهاش و الخ… تهدیدات دراماتیک کمتر توجه مخاطب را برمیانگیزند.
گاهی اوقات به نظر میرسد که کوزینسکی به دنبال یک نسخهی به روز شده از زیباییشناسی دههی ۸۰ است و بر همین نهج «تاپ گان» را بیدردسر و با ظرافت بیان کرده است. چیزی که او به ذهنش خطور میکند، چیزی ساده و رسا است، بدون حس برتری و ابهت گستاخانهای که در آثار نویسندگان پاپ واقعی میبینید.
ناگفته نماند که جوزف کوزینسکی به همراه کلودیو میراندا فیلمبردارش، وفادارانه سبک سینمایی تونی اسکات فقید را بازسازی میکنند و صراحتا میتوان گفت این نسخهی جدید حتی با انداختن مخاطب در هرج و مرج کنترل شده یک عرشه پرواز ناو هواپیمابر، با بازآفرینی شاتهای مختلف مربوط به فیلم اول تا حدی روح فیلم اسکات را حفظ و مخاطب را همراه میکنند. فیالواقع کوزینسکی با شدت بخشیدن به همان صحنهها، کشمکشها، روابط، جلوهها و همچنین استفاده از بازیگران در جتهای واقعی به تجربهای عجیب و شگفتانگیز دست یافته و در کنار اینها در بخش موسیقی، با آلبوم موسیقی بینظیر و حضور هنس زیمر و لیدی گاگا و ترانهی شنیدنیاش، حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
در نهایت میتوان گفت، فیلم سینمایی «تاپگان ماوریک 2» (Top Gun: Maverick 2) خوراکی مناسب و پرزرق و برق برای مخاطب پر و پاقرص هالیوود است. یک اکشن بیش از حد سخت، پرزحمت، خوشساخت و بسیار لذتبخش که اگر با تمام وجود عاشق یک اکشن پاپکورنی عالی و همه چی تمام هستید، «تاپگان ماوریک»، یک بمب است که مخاطب، پیش از انفجار، خیره، مبهوت، مردد و پر هراس به تماشایش نشسته و توامان برای انفجار لحظهشماری میکند.
منبع : فارس کیدذ