نقد فیلم The Gorge: رمانسی در قلب دنیای ترسناک
فیلم The Gorge با حضور آنیا تیلور جوی و مایلز تلر، نمونهای از آثاری است که هدف اصلی آن، ارائه یک تجربه سرگرمکننده و مهیج برای مخاطب است، بدون اینکه به سراغ پیامهای پیچیده یا مفاهیم سنگین برود. این فیلم ترکیبی از اکشن، علمی تخیلی و عناصر عاشقانه است که با کارگردانی اسکات دریکسون، فضایی متفاوت از آثار پیشین او را ارائه میدهد.
دریکسون که بیشتر با فیلمهای ترسناکی مانند Sinister و The Black Phone شناخته میشود، قبلاً با کارگردانی Doctor Strange نشان داد که میتواند از ژانر وحشت فراتر برود و فیلمهای پرهیجان و پر از جلوههای بصری را نیز هدایت کند. حالا او در فیلم The Gorge دست به تجربهای جدید زده است که از نظر ساختاری و روایی، تفاوت قابلتوجهی با فیلمهای قبلی او دارد.
داستان این فیلم حول محور دو تکتیرانداز حرفهای میچرخد که مأموریت آنها حفاظت از دو سمت یک دره عمیق و رازآلود است؛ درهای که ورود و خروج از آن تقریباً غیرممکن به نظر میرسد. در حالی که این دو نفر درگیر انجام وظایفشان هستند، کمکم متوجه میشوند که چیزی بسیار مرموز و ناشناخته در عمق این دره پنهان شده است. فیلم The Gorge خیلی سریع وارد روایت اصلی خود میشود و از همان ابتدا سوالات زیادی را در ذهن مخاطب ایجاد میکند. یکی از مهمترین نکات داستان این است که شخصیتهای اصلی از همان لحظات ابتدایی متوجه میشوند که راهی برای خروج از این مکان ندارند؛ حقیقتی که میتوانست در نیمههای فیلم به عنوان یک افشاگری بزرگ مطرح شود، اما دریکسون تصمیم گرفته این موضوع را زودتر آشکار کند. این انتخاب ممکن است در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما به نظر میرسد که نکات مهمتر و غافلگیرکنندهتری در انتظار مخاطبان است.

بهزودی، این معماها و فضای مرموز جای خود را به لحظاتی پرتنش و ترسناک میدهند؛ جایی که در اولین شب حضور شخصیتها در این مکان، موجوداتی وحشی و شبیه به زامبیها از اعماق دره سر برمیآورند. این موجودات که یادآور وایتواکرهای سریال بازی تاج و تخت هستند، در تلاشاند تا از دیوارههای دره بالا بیایند و شخصیتهای اصلی را از بین ببرند.
فضای این سکانسها پر از تنش و هیجان است، زیرا شخصیتهای اصلی باید با هر چیزی که در اختیار دارند، مانع از رسیدن این موجودات شوند. اما در دل این مبارزه، یک رابطه عمیق و احساسی نیز میان دو شخصیت اصلی شکل میگیرد. علاقهای که میان آنها شکل میگیرد، نهتنها لحظات احساسی و انسانی فیلم را تقویت میکند، بلکه زمینهساز اتفاقات مهمی در ادامه داستان خواهد شد. در همین مسیر، تلاش شخصیت مایلز تلر برای نزدیک شدن به شخصیت آنیا تیلور جوی، باعث میشود مسیر داستانی فیلم The Gorge دستخوش تغییر شود و پیچشهای تازهای به داستان اضافه گردد.
در این بخش از فیلم The Gorge، بیننده میتواند انتظار دو مسیر متفاوت روایی را داشته باشد. مسیر اول، یک اکشن پرتنش با محوریت بقا است که در ادامه فیلم بهوضوح دیده میشود. شخصیتهای اصلی در میانه یک نبرد بیامان برای زنده ماندن گرفتار شدهاند و این نبرد، عنصر اصلی داستان را شکل میدهد. اما مسیر دوم که مخاطب ممکن است انتظارش را داشته باشد، یک اثر دلهرهآور و ترسناک است؛ با این حال، این بخش از فیلم بهجای خلق فضایی واقعاً هولناک، بیشتر بر اکشن و درگیریهای فیزیکی متمرکز میشود و در نهایت نمیتواند آن حس اضطراب و وحشتی که ممکن بود پتانسیل آن را داشته باشد، بهطور کامل منتقل کند.
The Gorge از همان ابتدا با فضایی رازآلود آغاز میشود و پرسشهای متعددی را در ذهن مخاطب ایجاد میکند. فیلم در ظاهر شاید داستانی پیرامون یک سلاح شیمیایی یا برنامهای محرمانه را روایت کند، اما در عمق ماجرا، چیزی فراتر از این ایده ساده در حال شکلگیری است. در نیمه اول، فیلم بهخوبی موفق میشود که حس کنجکاوی را زنده نگه دارد و در عین حال دنیایی مبهم و خطرناک را ترسیم کند.
با این وجود، نتیجه نهایی آن چیزی نیست که مخاطب انتظار دارد. The Gorge نهتنها از ایجاد عمق داستانی بیشتر خودداری میکند، بلکه بهسرعت از فضای رازآلود و ترسناک فاصله گرفته و بهجای آن، اکشنی استاندارد و کلیشهای را جایگزین میکند. اسکات دریکسون که پیشتر توانایی خود را در خلق فضایی ترسناک در فیلمهایی مانند Sinister و The Black Phone به نمایش گذاشته بود، در این فیلم تصمیم گرفته است که از سبک آشنای خود فاصله بگیرد. اما این تغییر جهت، لزوماً نتیجهای مثبت در بر ندارد، چرا که با از بین رفتن عنصر وحشت، هیجان و غافلگیری فیلم نیز کاهش مییابد.
هیجان اولیهای که نسبت به اسرار نهفته در اعماق دره وجود داشت، بهسرعت از بین میرود و این موضوع تا حد زیادی باعث ناامیدی مخاطب میشود. ایده موجودات ناشناخته فیلم از همان ابتدا تا حد زیادی قابل پیشبینی است، زیرا حتی شخصیتهای اصلی نیز خیلی زود این راز را آشکار میکنند. در حالی که این موجودات میتوانستند عاملی تأثیرگذار در داستان باشند، نوع مبارزه با آنها و راههای متوقف کردنشان بهقدری زود آشکار میشود که هیچ حس تعلیقی برای تماشاگر باقی نمیماند. اگر فیلم تصمیم میگرفت که این راز را تا لحظات پایانی حفظ کند، میتوانست تجربهای بسیار تأثیرگذارتر خلق کند.

با این حال، The Gorge مسیر متفاوتی را در پیش میگیرد. این فیلم نهتنها بهدنبال ارائه یک اکشن هیجانانگیز است، بلکه تلاش میکند درونمایهای عاشقانه نیز به آن بیفزاید. موجودات ترسناک فیلم که در ابتدا تهدیدی عظیم به نظر میرسند، در ادامه بیشتر بهعنوان موانعی برای رابطه میان دو شخصیت اصلی عمل میکنند تا اینکه واقعاً عنصری وحشتآفرین باشند. این تغییر تمرکز باعث میشود که بخشهای اکشن، جذابیت بیشتری داشته باشند، اما از طرفی، حس رمزآلودی که فیلم در ابتدا ایجاد کرده بود، کمرنگتر شده و در نهایت به پایانی نسبتاً قابل پیشبینی منجر میشود.
فیلم The Gorge شباهتهایی جالب با بازیهای مجموعه Gears of War پیدا میکند، بهویژه در روند کلی داستان که بهطور خاص مشابه DLCهای Hivebusters در Gears 5 است. اگر پیشتر بازی Gears of War را تجربه کرده باشید، احتمالاً متوجه این شباهتها خواهید شد.
البته باید گفت که داستان فیلم بهاندازه بازیهای این مجموعه شوتر و اکشن قوی و جذاب نیست، اما میتوان گفت که The Gorge در تلاش است تا حس یک اثر لایو اکشن از روی بازیهای Gears of War را به بیننده منتقل کند. در حقیقت، این شباهت به بازیهای Gears of War ممکن است برای برخی تماشاگران جذاب باشد، چون بخشهای دیگر فیلم در ارائه یک داستان منسجم و عمیق موفق نیستند و این مشابهت، تنها نکته قابل توجه فیلم میشود.
پرده سوم فیلم ادامهدهنده روند پرده دوم است که با سرعت به سوی پایان پیش میرود. بعد از اینکه تکلیف موجودات ترسناک فیلم مشخص شد، The Gorge خیلی سریع به نقطه پایانی میرسد. فیلم بهجای اینکه فرصتی به خود بدهد تا به سؤالات باقیمانده پاسخ دهد و لحظاتی از تنشهای درونی شخصیتها را نشان دهد، به شکلی شتابزده به پایان میرسد. این که فیلم بدون پرداخت به بخشهای مهم داستانی و سرنوشت شخصیتها پایان مییابد، از نظر ساختاری تصمیمی ناامیدکننده است. این پایان نهتنها قابل پیشبینی است، بلکه فرصتی برای ایجاد لحظات پر از تعلیق و تفکر باقی نمیگذارد.
یکی از نکات ناامیدکننده فیلم این است که The Gorge با تمام پتانسیلی که داشت، خیلی زود آن را بهدست فراموشی میسپارد و از دست میدهد. در عوض، اگر فیلم زمان بیشتری را به گسترش داستان و خلق لحظاتی پر از تعلیق اختصاص میداد، میتوانست تجربهای غنیتر و تأثیرگذارتر از آنچه که ارائه داده است، خلق کند. نکته دیگری که در داستان فیلم به چشم میآید، کمبود نگهبانان در دنیای خطرناک و ترسناک دره است.
با وجود چنین دنیای مرموز و تهدیدآمیزی، فیلم بهطور غیرمنطقی تعداد کمی نگهبان برای حفاظت از این مکان خطرناک معرفی میکند. شاید بتوان گفت که هدف از این موضوع این است که دنیای ترسناک فیلم نباید بهسادگی در دسترس دیگران قرار گیرد، اما با این حال منطقی نیست که تنها دو نگهبان برای چنین مکان پرخطر و مرموزی کافی باشند. این تناقض بهویژه زمانی که دنیای فیلم پر از موجودات وحشتناک است، بیشتر نمایان میشود.

پایان فیلم The Gorge یک نکته مثبت هم دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ این فیلم واقعاً پایانبندی مشخصی دارد. پایان فیلم هرچند که کلیشهای و قابل پیشبینی است، اما درنهایت یک پایان واقعی را به بیننده ارائه میدهد. این موضوع بهویژه در دنیای سینمای امروزی که بسیاری از فیلمها به شکلی پایان مییابند که باز هم ممکن است دنبالهای برایشان ساخته شود، اهمیت دارد. در واقع، بیشتر فیلمها با پایانهایی مبهم یا با یک تویست بینتیجه به پایان میرسند که هیچ نتیجهای برای مخاطب ندارند، اما The Gorge برخلاف این روند، یک پایان بسته و قاطع دارد و حتی در مقابل پایانهای باز و نامشخص که بهطور معمول در فیلمهای امروزی مشاهده میکنیم، انتخاب موفقی کرده است.
متاسفانه، بسیاری از فیلمهای امروز بهطور ناخودآگاه به سمت چنین پایانهایی پیش میروند، حتی وقتی که آنها فیلمهای هنری یا جشنوارهای نیستند. این رویه بهشدت میتواند آزاردهنده باشد، اما خوشبختانه در این فیلم، دریکسون و اپل از این تله دوری کردهاند و بهطور قاطعانه فیلم را به پایان میرسانند.
البته نکته دیگری که میتوان بهعنوان نقطه قوت فیلم ذکر کرد، عملکرد بینظیر بازیگران اصلی است. آنیا تیلور جوی و مایلز تلر بدون شک جزو عواملی هستند که باعث شدهاند The Gorge تبدیل به اثری قابل تماشاتر شود. با اینکه فیلم در نهایت به دلیل عجله سازندگان برای پایانبندی سریع، به شکلی ضعیفتر از آنچه که پتانسیل داشت، پیش میرود، بازی درخشان این دو بازیگر و شیمی جذاب بین آنها باعث میشود که مخاطب واقعاً نگران آینده هر دو شخصیت در پایان فیلم باشد.
اما نکته ناامیدکننده این است که فیلم از برخی جزئیات مهم غافل میشود، از جمله نمایش روزهای قرنطینه شدن شخصیتها که یک بخش حیاتی از داستان را نادیده میگیرد. این انتخاب نهتنها داستان را ضعیفتر کرده است، بلکه باعث میشود بیننده نتواند به درستی با شخصیتها ارتباط برقرار کند. با این حال، تعداد شخصیتهای فیلم محدود است و در نهایت این دو شخصیت اصلی هستند که باید کل فیلم را به جلو ببرند.
در بخش فنی، فیلم کیفیت مناسبی دارد. جلوههای ویژه و طراحی موجودات فیلم بهطور کلی مناسب هستند و در این زمینه کار خوبی انجام شده است. البته پتانسیل موجودات فیلم بهدرستی مورد استفاده قرار نگرفته است و میشد که بخشهای بیشتری از آنها در فیلم گنجانده شود تا حس ترس و دلهره بیشتری در بیننده ایجاد کند. به هر حال، فیلم از نظر فنی دچار کمکاری نشده است و توانسته است از تمام توان خود برای خلق اثری با کیفیت استفاده کند.
در نهایت، فیلم The Gorge اثری کاملاً متوسط است. بازیهای خوب از سوی آنیا تیلور جوی و مایلز تلر در کنار تلاشهای سازندگان برای ایجاد یک فیلم جذاب، به فیلم حالتی قابل قبول میدهد، اما فیلم نتوانسته از پتانسیلهای خود بهدرستی استفاده کند. اگرچه فیلم میتوانست بیشتر بر روی جنبههای ترسناک و دلهرهآور تمرکز کند، در نهایت به یک فیلم اکشن و عاشقانه تبدیل شده است که هدف اصلیاش تنها سرگرم کردن بیننده است. در هر صورت، فیلم حداقل توانسته است کمتر از دو ساعت بیننده را سرگرم کند.
اگرچه فیلم The Gorge بهخاطر عجله در رسیدن به پایان، به اثری فراموششدنی تبدیل میشود، اما هنوز هم فیلمی است که ممکن است برای یک بار تماشا کردن ارزش داشته باشد. شاید فیلم The Gorge اثری نباشد که دریکسون بعدها از آن با افتخار یاد کند، اما میتواند فرصتی باشد برای او تا شانس خود را برای ساخت فیلمهای بیشتر در ژانرهای غیر از ترسناک امتحان کند و شاید نتیجههای بهتری در آینده حاصل شود.
منبع : فارس کیدذ