نقد قسمت دهم سریال قورباغه
نقد و بررسی قسمت دهم سریال قورباغه: نفس شیطان
قسمت دهم: درام بر علیه دِرام
فلشبکها معمولا بخشهای کلیدی از یک فیلم یا سریال محسوب میشوند و اغلب اوقات تبدیل به پاشنهی آشیل آثار زیادی شدهاند. فلشبک قادر به ایجاد بُرشی در زمان است که در زندگی عادی فقط در ذهن توانایی انجامش را داریم اما سینما و تلویزیون باعث شدهاند تا این بُرش در زمان به شیوهای جادویی شکل بگیرد.
اما سریالهای بسیاری از عدم انسجام در پیوست زمان حال با گذشته رنج میبرند چرا که ذهن انسان زمان را به صورت خطی تجربه میکند و گسست زمان در سادهترین حالتش (که اینجا فلشبک محسوب میشود) تبدیل به امری دشوار و غلط انداز خواهد شد. اتفاقی که در چندین سال پیش رخ داده است در سینما میتواند به چند ثانیه یا چند دقیقه قبل خلاصه شود و همین نکته منجر میشود تا نویسندگان چند سال را با چند روز یا چند ماه اشتباه بگیرند.
قسمت دهم سریال قورباغه همچون قبل به به فلشبکی نسبتا طولانی به زندگی نوری باز میگردد. یعنی ۱۲ سال قبل که نوری وارد ساختمان تایلندیها شد و به جای پیدا کردن محمولهی کوکائین ، بستههای پودر قورباغه را پیدا کرد و توانست با آنها به سلطنت امروزیش برسد. اتفاقی که ۱۲ سال پیش رخ داد و سروش از آن بیخبر ماند، تا اینکه پای رامین به ویلای نوری باز شد و همه چیز بهم ریخت.
تا اینجا همه چیز بنظر درست میرسد. نوری کمی هوش به خرج میدهد و جای موادی که مامور ساختمان پنهان کرده است را پیدا میکند. همچنان در اکثر موقعیتهای قسمت دهم سریال قورباغه همگی از استفاده در این پودر جادویی، خودداری شدیدی میکنند تا جایی که نوری به هنگام رویارویی با نگهبان ساختمان در ابتدا فقط تهدید به استفاده از پودر را میکند و ترجیح میدهد نقشهاش را با تفنگ اسباببازیش جلو ببرد.
اینکه چرا در تمام موقعیتهای قسمت دهم سریال قورباغه از این پودر استفاده نمیشود بدیهی است چون عناصر دراماتیک توسط این تَک عنصر قدرتمند از بین خواهند رفت و آن وقت دیگر چیزی برای دراماتیزه شدن وجود نخواهد داشت. اما این دلیل که چرا هیچکس وقتی دستش به این مواد میرسد از آن در لحظهی نخست استفاده نمیکند اتفاقی نیست که در روایت سریال توجیه درست و منطقی پیدا کرده باشد.